آبادانیه میرسه به
رفیقش، میگه: کاکا شنیدی آبادان ۱۲ ریشتر زلزله اومده؟! رفیقش میگه: ای
بابا، یعنی آبادان با خاک یکسان شده؟ آبادانیه میگه: په! چی میگی کاکا! مگه
بچهها گذاشتن!؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سه تا آبادانیه داشتن
واسه همدیگه خالی میبستن، اولی میگه: مو مثل حضرت علی هستُم با یه دست
میتونُم در خِیبر رو بلند کُنُم! دومی میگه: این که چیزی نیست کاکا، مو مثل
حضرت عباس هستُم با یه شمشیر میزنُم ۱۰۰ نفر رو میکُشُم! نفر سومشون همین
جور ساکت وایستاده بوده، دریا رو نگاه میکرده. بهش میگن: تو چرا هیچی
نمیگی؟ میگه: کاکا تا حالا دیدی خدا حرف بزنه؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آبادانیه رو برق میگیره، میگه: ولک ولم کن تا ولت کنم!
سلام
وبلاگ قشنگی داری پ
به وبلاگ من هم سر بزن
http://www.fansiran.com/shadi
وااااااااااااااای مردم از خنده خیلی عالی بود من خیلی از این جور جوک ها خوشم میاد
تشکررررررررررررررر باز هم بزارید
انگل پدر سوخته ی کپیف من ابادانیوم با کسی شوخی نداروم اگه مردی بیا پیش بیمارستان طالقانی پدرتو درمیارم با لوله سبز
ای که من اهوازیم و عشق بچه های آبادان