














اس ام اس و متن زیبا در مورد خداوند
از پنجره روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوش تر از یاد خداوند ثمری نیست . . .
.
.
.
خدایا مرا به خاطر گناهانی که در طول روز
با هزاران قدرت عقل توجیهشان میکنم ببخش . . .
.
.
.
خدایا برمن مهر کردن را عطا کن / مهر و محبت خود رحمتت را عطا کن
خدایا مرگ را خود خواهم آموخت / بر من زیستن در خانه ات را عطا کن . . .
.
.
.
صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرست
تلخی ذائقه را شاخه نباتی بفرست
میرسد با علم سبز، امامت بر دوش
از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست . . .
.
.
.
خدایا
دستم به آسمانت نمی رسد
اما تو که دستت به زمین می رسد
“بلندم کن “
.
.
.
ما که از ترس خدا او را عبادت می کنیم / بر تعصب های خود یک عمر عادت می کنیم
هر نمازی با خودش تجدید بیعت کرده و / ساعتی دیگر به او راحت خیانت می کنیم
ما که مغروریم ازاینکه مسلمان زاده ایم / با طلبکاری ، تقاضای شفاعت می کنیم
التماس دعا
.
.
.
خدایا به من تلاش در شکست، صبر درنومیدی، رفتن بی همراه
فداکاری در سکوت،خدمت بی نان، مناعت بی غرور، عشق بی هوس و
دوست داشتن بی آنکه دوست بداند روزی کن
.
.
.
چه زیبا خالقی دارم
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم . . .
.
.
.
خدا مطلق است ، بی جهت است. این تویی که در برابر او جهت می گیری
(شریعتی)
.
.
.
گفتم خدایا همنشینم باش گفت: من مونس کسانی هستم که مرا یاد کنند!
گفتم چه آسان به دست می آیی؟!
گفت: پس آسان از دستم نده!
.
.
.
خدا را شکر از آنچه به ما دادی و آنچه به ما ندادی مصلحت دانستی
سپاس آفریدگار که بزرگترین وداناترین ومهربانترین هستی
بنده شکرگزار خودت را در غربت هم تنها نمی گذاری . . .
.
.
.
همهکس کشیده محمل به جنابِ کبریایت
من و خجلتِ سجودی که نکردهام برایت
نه به سنگش آزمودم، نه به خاکِ ره بسودم
به کجا برم سری را که نکردهام فدایت؟
.
.
.
پروردگارا
به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
و دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییر دهم
بینش ده تا تفاوت ایندو را دریابم
مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتارکنند . . .
.
.
.
خدایا
خدایاچگونه تورابخوانم درحالی که من، من هستم
(بااین همه گناه ومعصیت)
و چگونه از رحمت تو نا امید شوم درحالی که تو ، تو هستی
(باآن همه لطف ورحمت)
.
.
.
خدایا !
سنگین آمده ام و با کوله باری از گناه ، سبک بازم گردان !
خدایا !
سبک آمده ام و با دستهایی تهی ، سنگین بازم گردان!
.
.
.
گرفته غم گریبانم خدایا / من از این غم گریزانم خدایا
یکی در دل برای من نمانده / چرا امشب پریشانم خدایا
برای که بنالم من ز سینه / دل پر خون که خواهانم خدایا
قلم با دل در این دفتر نویسم / شدند تنها رفیقانم خدایا . . .
.
.
.
خدایا
به هر که میوه سنگین عشق میدهی
شاخه وجودش را میشکنی
تو خود مرهم شاخه شکسته ما باش . . .
.
.
.
خدایا نماز عشق بر پا کردم ، استجابت کردنش از تو
شب و روزم به درگاهت دعا کردم، قبول طاعتش از تو
خدایا دیوانه گشتم چو مجنونت ، لیلی گشتنش از تو
ببارد قطرهای اشک از چشمان دلم ، دریا کردنش از تو . . .
.
.
.
خدایا یک دل پررازجویم
خدایا صبح یک آغازجویم
خدایا خسته ام از بال بی پر
خدایابال یک پرواز جویم . . .
.
.
.
خدایا رها کن زدنیا مرا / که دنیا بود خار و ماخولیا
الها تو جامی بده تشنه ام / زاحوال دنیا سرگشته ام
خدایا کریمی و رحمان توئی / الهی انیسی و احسان توئی
اس ام اس عاشقانه جدید آذر ماه ۹۰
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود
ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود . . .
___________________________________________________ _______
عمر من در عشق خوبان سر رسید / موی من از عشق خوبان شد سفید
صد من چون از کبوتر خانگیست / ناز کردن بر من از دیوانگیست
من چه دارم از تو پنهانش کنم ؟ / جان تقاضا کن که قربانت کنم
___________________________________________________ _______
آشق !
از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .
___________________________________________________ _______
دریا همیشه از من دلگیر است
چون بزرگی دل دوستانم را به رخ او میکشم . . .
___________________________________________________ _______
گوشه تا گوشه صحرا بخواب و نهراس
گرگ ها خاطرشان هست که “آهوی” منی . . .
___________________________________________________ SMSFA.org _______
گفته اند: روز محشر با کسی که دوستش داری محشور خواهی شد!
یعنی ما با هم! چقدر برای تموم شدن دنیا بی تابم
___________________________________________________ _______
دستانت ، حلقه میزنند به دور کمرم
این تنها <پــرانتـز> دوست داشتنیه زندگیه من است . . .
___________________________________________________ _______
وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن
واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن . . .
___________________________________________________ _______
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی
صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی . . .
___________________________________________________ _______
میگن اگه عزیزی جزئی از خاطرات خوب زندگیت شد
برای بودنش ازش تشکر کن ، متشکرم که هستی . . . !
___________________________________________________ _______
بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه ، چشمانت را از من دور کند
و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد . . .
___________________________________________________ _______
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت بازآید و بٍرَهانَدَم از بند ملامت
خاک ره آن یار سفرکرده بیارید ، تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت . . .
___________________________________________________ _______
لعنت به همه قانون های دنیا ، که در آن شکستنِ دل پیگردِ قانونی نـَدارد . . . !
___________________________________________________ _______
کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود / توی بازار صداقت کمی ارزانی بود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم / مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود . . .
___________________________________________________ _______
پروانه پر ، گنجشک پر ، کلاغ پر…
دلم واسه دیدنت همیشه پر پر پر پر پر پر!
___________________________________________________ _______
فروغ چشم پر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی
اگرچه آدمی ناچیز هستم / خدا را شکر دنیایم تو هستی . . .
___________________________________________________ _______
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم :
تا گل من هست زندگی باید کرد . . . !
___________________________________________________ _______
بیا تا من و تو جانانه باشیم / یکی شمع و یکی پروانه باشیم
به پای سایه های گل نشینیم / دعا بر هم کنیم تا زنده باشیم . . .
___________________________________________________ _______
بگویم و بدانی یا نگویم و میدانی ، فاصله دورت نمیکند ،
در خوبترین جای جهان جا داری ، جایی که دست هیچکس به تو نمیرسد . . .
___________________________________________________ _______
دوستان من مثل گندمند
یعنی یه دنیا برکت و نعمت ، نبودنشان قحطی و گرسنگی
و من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند . . .
___________________________________________________ _______
اگه قرار بود هرکسی بزرگترین غمش رو برداره و ببره تحویل بده
با دیدن غمهای دیگران آهسته غمش رو در جیبش میگذاشت و به خونه بر می گشت . . .
اس ام اس عاشقانه جدید آذر ماه ۹۰
دلم خوش بود که یارم با وفا بود / کمی از زندگیش از آن ما بود
ولی افسوس که فکر ما غلط بود / که زنگ تفریحش احساس ما بود . . .
.
.
.
عمر من در عشق خوبان سر رسید / موی من از عشق خوبان شد سفید
صد من چون از کبوتر خانگیست / ناز کردن بر من از دیوانگیست
من چه دارم از تو پنهانش کنم ؟ / جان تقاضا کن که قربانت کنم
.
.
.
آشق !
از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . . .
.
.
.
دریا همیشه از من دلگیر است
چون بزرگی دل دوستانم را به رخ او میکشم . . .
.
.
.
گوشه تا گوشه صحرا بخواب و نهراس
گرگ ها خاطرشان هست که “آهوی” منی . . .
.
.
.
گفته اند: روز محشر با کسی که دوستش داری محشور خواهی شد!
یعنی ما با هم! چقدر برای تموم شدن دنیا بی تابم
.
.
.
دستانت ، حلقه میزنند به دور کمرم
این تنها <پــرانتـز> دوست داشتنیه زندگیه من است . . .
.
.
.
وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن
واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن . . .
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد. سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد
برای اینکه آندرانیک تیموریان را ستارهای موفق بدانیم، ادله بسیاری وجود دارد. او درحالیکه ۲۰سال بیشتر نداشت در ابومسلم خراسان خود را بهعنوان پدیده فوتبال ایران مطرح کرد و به تیم ملی ایران راه پیدا کرد. برانکو ایوانکوویچ، سرمربی وقت تیم ملی ایران پیش از جامجهانی او را ستاره تیم ملی ایران لقب داد و او پس از درخشش در مسابقات جامجهانی ۲۰۰۶ آلمان از تیم ابومسلم به تیم بولتون انگلیس پیوست. آندرانیک تیموریان متولد ۱۵ اسفند ۱۳۶۱ و متولد محله مجیدیه در شرق تهران است. نام کاملش آندرانیک تیموتیان سامرانی است و البته دوستان و همبازیانش او را آندو صدا میکنند.
آندرانیک آنقدر در جام جهانی خوب بازی کرد که بولتون از خریدش بسیار خوشحال بود. در آن زمان سام آلاردیس، مربی وقت بولتون، آندرانیک تیموریان، هافبک دفاعی تیم ملی ایران را بازیکن با استعدادی نامید و گفت: «من باور دارم که او میتواند خودش را با شرایط دشوار لیگ برتر وفق دهد. بازیهای آندرانیک در جام جهانی بسیاری را حیرتزده کرده و من خوشحالم که برای بهدستآوردن موافقت او توانستیم رقیبان بسیاری را شکست دهیم.»
او در سال ۲۰۰۸ با یک قرارداد ۲ ساله به تیم فولهام انگلیس پیوست اما او در فولهام روزهای خیلی خوبی را سپری نکرد. مصدومیت سنگینش از ناحیه زانو در بازی با آرسنال حضور در لیگ برتر و البته بازی در تیم ملی را از دست داد و همین موضوع او را بیش از پیش برای حضور در لیگ برتر انگلستان دور کرد. در لیگ برتر انگلستان قانونی برای بازیکنان خارجی وجود دارد و آن این است که آن بازیکن باید در ۷۵درصد آخرین بازیهای ملی تیمش بازی کرده باشد. آندو مدتی هم بدون تیم بود تا اینکه به ایران و تیم تراکتورسازی تبریز بازگشت. شک و تردیدها درباره آندو در این زمان به حدی بود که استقلال و پرسپولیس ۲ تیم سرشناس ایران خیلی تمایلی به جذب او نشان ندادند اما آندو با بازیهای خیرهکنندهاش در تراکتورسازی و سپس همراه تیم ملی در جام ملتهای آسیا بار دیگر تواناییهای خودش را به رخ علاقهمندان به فوتبال کشید. آندو ابتدای این فصل به استقلال پیوست و درخشش خیرهکنندهای داشت بهطوریکه امروز یکی از ستارههای محبوب هواداران استقلال و کارلوس کیروش، سرمربی تیم ملی ایران است. گل استثنایی او به بحرین سالها در خاطر هواداران فوتبال ایران خواهد بود. آندرانیک تیموریان در سن خیلی کم به اوج موفقیت رسید و بعد از مدتی مشکلات زیادی بر سر راهش قرار گرفت اما او با عشق و تلاش بسیار بازگشتی فوقالعاده داشت. امروز آندرانیک تیموریان یکی از موفقترین ستارههای فوتبال ایران است.
داستان زندگی ستارهها یک تفاوت بزرگ با آنچه یک متخصص موفقیت که پای تخته و با مسائل تئوری یا جملات آنچنانی بیان میکند تفاوت دارد و شاید تاثیرگذاری بهمراتب قویتری داشته باشد. وقتی آندرانیک تیموریان میگوید: «برای موفق شدن باید عاشق بود.» میتوان این عشق را لمس کرد. او به جای اصطلاحات دهان پر کن میگوید: «وقتی همه بچهها داشتند درس میخواندن من زیر آفتاب شدید در زمین چمن بودم…» و این یعنی نیروی بزرگ عشق که راه یک نوجوان را به سوی موفقیتهای بزرگ ترسیم میکند.
آندو از آسیبها و سختیهایش میگوید و این یعنی یکی از عناصر اصلی موفقیت که «تلاش» است. او از مصدومیتها و نیمکتنشینیاش میگوید و این معنایی جز «صبر» که بارزه اصلی انسانهای موفق است، ندارد. خواندن زندگی آدمهای موفق و ستارههایی که دوستشان داریم از این نظر بسیار مفید است چون از دل برمیآید لاجرم بر دل مینشیند. راههای موفقیت را همانگونه که پیموده با همه آزمون و خطاهایش در اینگونه مصاحبهها و داستانهای زندگی خیلی خوب قابل لمس است.
آندرانیک تیموریان انسانی خاص و ستارهای پرتلاش است؛ او در نهایت جدیت برای چیزی که عاشقانه دوست دارد تلاش میکند و امروز نتیجه زحماتش، موفقیتی است که چه در زندگی شخصی و چه در زندگی اجتماعی دارد. گفتوگو با این ستاره موفق فوتبال ایران را بخوانید:
نظر شخصیام راجع به فوتبال، درس یا هر شغل و کار دیگری این است که در وهله اول باید عشق و علاقه وجود داشته باشد؛ یک نفر با عشق به همه جا میرسد. من از لحاظ درسی موفق نبودم، یکروز هم آمدم خانه و گفتم نمیخواهم درس بخوانم و میخواهم فوتبال بازی کنم. دنبال فوتبال رفتم و سعی کردم که در لیگ آزادگان بازی کنم و به چیزی که دلم میخواهد یعنی بازی در لیگ برتر ایران و انگلستان و تیم ملی ایران برسم اما در کل و به شخصه از میزان موفقیت خودم رضایت ندارم. من نه بهترین گلزن ایران و نه اروپاشدم نه جامی را در اروپا گرفتم و نه در فینال چمپیونز لیگ بازی کردم. در باشگاههای اروپا هم نبودم. تا حدودی موفق بودم اما این همه آنچه من موفقیت در فوتبال حرفهای میدانم و فکرو خواسته من از فوتبال حرفهای نیست. من کفش طلا نبردم و نمیشود گفت که کاملا هم موفق بودهام.
هر فوتبالیستی طرز فکر خودش را دارد. قبول دارم من تا حدودی در لیگ برتر انگلستان موفق بودم و خیلی زحمت کشیدم، بچه بودم که در لیگ برتر(انگلستان) بازی کردم اما آنچه میخواستم نشدم. تلاش هم کردم ؛ نشد. برای فوتبالیستهای ایرانی سقف آرزو و موفقیتشان یک ماشین خوب، یک خانه خوشگل و بازی کردن در لیگ برتر و حضور در بهترین تیم ایرانی است. این سقف موفقیت کوتاه است. هیچ بازیکن ایرانی این شانس را ندارد که بتواند در بهترین تیمها و بهترین لیگ دنیا بازی کند. ما بهعنوان فوتبالیست ایرانی ۲ شانس داریم: یا قهرمان جام ملتهای آسیا بشویم یا به جامجهانی برویم و آنجا بازی کنیم. دلیلش هم این است که با تیمهای اروپایی بازی و مراوده نداریم. من ۷ سال است که بازیکن تیم ملی هستم. ما در ایران فوتبالیستهای خوب و خلاقی داریم اما آنها نهایتا در ایران بازی خواهند کرد و آن انگیزه لازم برای رسیدن به قلههای بلند در بین فوتبالیستهای ایرانی وجود ندارد.
من در زندگیام هیچچیز نداشتم و آدمی هم نبودم که به جایی برسم خودم را گم بکنم. وقتی چیزی هم نداری هیچچیزبرای از دست دادن نداری. برادرم، خواهرهایم و خدابیامرز پدرم فوتبالی بودند و همه تشویقم میکردند که فوتبالست شوم. من همیشه دنبال این بودم که به جایی برسم که به خانوادهام بگویم من اینکار را کردم. نظر شخصی و عشقم را دنبال کردم اما آن موفقیتی که مد نظر شماست من خودم را در آن نقطه نمیبینم.
خواستههای هرفوتبالیست با دیگری فرق میکند. بعضیها میگویند در فوتبال ایران رابطه در موفقیت آدمها نقش دارد. باید بگویم در فوتبال اروپا هم رابطه هست. مدیر برنامه خوب میتواند یک بازیکن را به جایگاه خوب برساند. همان مشکلی که من در اروپا داشتم. شاید در یک مقطعی باید مدیر برنامههایم را عوض میکردم و نکردم. پیشنهاد خوب داشتم اما متوجه نشدم. به خاطر ویزای کار و مصدومیت مجبور شدم برگردم. البته معتقدم بیزینس در فوتبال اشتباه است. فوتبال بازی کردن در ایران اشتباه است(میخندد). شاید اگر مجتبی (جباری)اینجا باشد حرفهای دیگری بزند. ما با فوتبال اروپا که هیچ با فوتبال آسیا هم فاصله داریم.
من و مجتبی ۱۲-۱۰ سال است که با هم رفیق هستیم. احساس و اعتمادی که بههم داریم خیلی مثبت است. واقعیت این است که حس جمعی خیلی مهمتر از کار بدنی و تاکتیکی است و چیزهایی مثل احساس متقابل من و مجتبی صددرصد تاثیر دارد اما من اینطوری نیستم که از کسی خوشم نیاید با اونتوانم بازی کنم. من از این نوع فوتبال بازی کردن لذت میبرم:تیم موفق شود من موفق شدهام. این طرز فکر من است. همیشه در خدمت تیم هستم، هرکسی میخواهد کنارم بازی کند. الان سرمربی تیم ملی همه را در اختیار ندارد. کارلوس کی روش و آقایان قبلی هیچکدام بازیکنانی که میخواستند در اختیار نداشتند؛ اینطوری شانسی نداریم.
من با فوتبالیستها رفتوآمد ندارم و بعد از تمرین کسی را نمیبینم. نه اینکه بد باشد خیلیها هم هستند که دوست فوتبالی دارند.
من یک بازیکن فیزیکی هستم. شاید در مسابقات قیافهام خیلی عصبانی بهنظر برسد چون در زمین جدی هستم. مجتبی هم مقابلم باشد شاید او را بزنم. هرکسی میخواهد باشد، در زمین با هیچکس شوخی ندارم. فوتبال کار و شغلم است و اگر فوتبال بازی نکنم باید بروم سراغ یک کار دیگر.
اینجور مسائل فقط در ایران باب شده که اگر تیم ببرد آندو خوب زندگی کرده، شیطونی نکرده، یا هرکار بد دیگری نکرده اما اگر ببازی همه این کارها را انجام داده است. (فوتبالیستهای اروپایی این کارها را نمیکنن)؟! ریکاوری خوب نکردی، دیر خوابیدی، با این بودی با آن بودی و… تو فوتبال حرفهای اصلا از این حرفها نمیشنوی. اگر ببری هیچکدام از این حرفها نیست. من ۵ سال در اروپا بازی کردم و با حرفهایترین فوتبالیستهای اروپایی دوست بودم، بیرون رفتم و خیلی چیزها دیدم.
اگر مدیر برنامه بهتری داشتم یک قرارداد خوب میبستم که متاسفانه این کار را نکردم. یک مدت هم در زمان مربیگری علی دایی مصدوم بودم و نتوانستم در بازیهای مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ بازی کنم. رباط پایم کشیده شده بود و باید ۴ ماه استراحت میکردم. از طرفی برای حضور در لیگبرتر انگلستان باید ویزای کار میداشتم. برای من وکیل گرفتند اما نشد، چون بازیکن ایرانی یا کرهای یا هر کشور خارجی دیگری باید ۷۵درصد بازی ملیاش پر باشد و در آخرین بازیهای رسمی بازی کرده باشد. من تنها ۴ بازی کرده بودم و ۲ بازی کم آوردم. اگر روی نیمکت هم بودم میشد. به هر حال من فراموش کردم و افسوس خوردن اشتباه است.
در حال حاضر با تیم استقلال هستم میخواهم قهرمان لیگ برتر شوم و اگر بتوانیم به فینال جام باشگاههای آسیا برویم خیلی خوب میشود اما خب، رقابت در لیگ قهرمانان آسیا واقعا سخت است.
هیچ تیمی نمیتواند الکی قهرمان شود.
اگر میخواهید قهرمان تورنمنتی به این بزرگی شوید فقط پول بازیکنان نیست و حتی لباس، زمین تمرین وشخصیتی که به بازیکنان میدهید تاثیر خیلی زیادی دارد. باشگاه ما خوب است هرچند مشکلات مالی دارد اما مسائل مالی همیشه بوده وکسی هم که به این تیمها میآید باید این شرایط را بداند.
خدا را شکر لیگ امسال ایران خیلی قوی شده و تیمها به هم نزدیک هستند. بازیکنان جوان و آیندهداری در لیگ برتر بازی میکنند که امیدوارم قدر خودشان را بدانند و آرزوهای بزرگی داشته باشند. امیدوارم بازیکنان ایرانی افکار بزرگتری داشته باشند.
من همیشه دوست داشتهام تکتک اعضای خانوادهام در زندگی پیشرفت کنند. بله، این آرزوی هر انسانی است که بخواهد پیشرفت اعضای خانوادهاش را ببیند. خواهرهایم و همسرم هم چون زن هستند از این قاعده مستثنا نیستند. من خیلی باز فکر میکنم. نمیخواهم فقط خودم موفق باشم. دوست دارم هر کسی هرچه میخواهد داشته باشد. هرکسی برای موفقیت خودش قدم برمیدارد و خودش میداند چه کاری برای رسیدن به موفقیت باید بکند. با این موضوع هیچ مشکلی ندارم. خودم خانواده خیلی خوبی دارم با هم خیلی نزدیک هستیم. خانه من و مادرم ۵ دقیقه فاصله دارد.
من بچه ندارم. بچه شیرینی زندگی است اما فعلا چنین قصدی ندارم. اگر بخواهم بچهدار شوم دوست دارم پسر داشته باشم. البته دوست ندارم پسرم فوتبالیست شود، چون فوتبال کارسختی است. من خیلی کم خانوادهام را میبینم.
من خدا را شکر ماشین ندارم و فعلا دوست ندارم داشته باشم. با مردم تا جایی که میتوانم خوش برخورد هستم اما طرفم را میشناسم. خیلی رک هستم، حرف خوب باشد میگویم و اگر بد هم باشد همینطور، ولی معمولا احساسم نسبت به شخص مقابلم درست است. امواجی که میگیرم درست است.
شغلی که ما داریم ناخودآگاه شهرت میآورد. شهرت هیچ زمانی عادی نمیشود. من دوست دارم و خوشحالم که فوتبالیست هستم اما عاشق شهرت نیستم. ناخودآگاه وقتی فوتبالیست خوبی باشی به شهرت میرسی اما مهم این است که خودت را گم نکنی. بالاخره شغل ما مثل بازیگران است آنها هم خیلی شهرت دارند. با وجود این من دنبال مشهور بودن نیستم. اگر کسی هم من را نشناسد مهم نیست.
خیلی اهل موسیقی نیستم اما فیلم زیاد میبینم. بهخصوص فیلمهای اکشن یا گانگستری. فیلم مورد علاقهام اسکارفیس است. زیاد کتاب نمیخوانم. کتابخواندن سخت است. من حتی روزنامه ورزشی نمیخوانم و برنامه ۹۰ را هم نمیبینم.
یک خوبی یا بدی که در ایران داریم تعداد روزنامههاست. ما اینجا ۱۰۰ روزنامه و ۳۰۰ تا سایت داریم درحالیکه در انگلستان در کل ۴-۳ تا روزنامه چاپ میشود. آنها برای مصاحبه از فوتبالیستها پول میگیرند، اما من اینجا آنقدر تلفنم مزاحم دارد که. فوتبالیستهای دیگر شاید صدبرابر من مزاحم داشته باشند.
در جام جهانی ۲۰۰۶زور مان را زدیم اما نشد. خدا شاهد است من در طول زمان جام جهانی نوار هم نبودم چه برسد به باند و حتی چسب زخم.
قیافهام هرجوری که خوشم بیاید همانطور خواهد بود. مدل موهایم همانطوری است که راحت هستم. در این مورد هم شخصیت هرکسی فرق دارد. بعضی از فوتبالیستهای اروپایی هم خیلی به سر و وضعشان میرسند. دوست من در انگلستان(الحاجی دیوف) ۲۰هزار دلار داده بود و روی دندانش الماس کار گذاشته بودند. فوتبالیست خیلی خوبی هم بود. در فوتبال حرفهای هرکس هر کاری میکند اما موقع فوتبال فقط فوتبال است. در ایران اما وسط بازی همه دارند اسکوربورد را نگاه میکنند. بهنظر من باید با یک شوت محکم اسکوربورد ورزشگاه آزادی را منهدم کرد.
در اروپا آکادمی است. اصلا فوتبال بازی کردن در ایران اشتباه است. ما آکادمی فوتبال نداریم. در بولتون بازیکنان ۱۴، ۱۵ساله وزنههایی میزدند که واقعا باعث تعجب بود. یک مربی داشتم که از نظر فیزیکی با آنها کار میکرد. آنجا بازیکنان در جوانی پخته میشوند و کوچکترین ضربه باعث نمیشود زمین بخورید.
از مجلهای به من زنگ زدند، عاشق چه برندی هستید و من گفتم هرچی بهم بیاد میپوشم البته وقتی پول داشته باشم. لباس پوشیدن و آراستهبودن هزینه دارد. نمیشود با ۱۰ هزار تومان آراستهترین آدم ایران یا اروپا شوید. در انگلستان بازیکنی بود که عاشق ساعت بود، ساعت میخرید ۱۰۰میلیون تومان. فقط ساعت میخرید البته من خودم هم ساعت ۵ میلیونی نمیخرم. بهنظرم آن اسراف است. من همچین پولی بابت این چیزها نمیدهم، نه برای خودم و نه برای خانمم. (میخندد)خانمها هرچی میخرند باز هم در آخر میگویند ما هیچی نداریم.
من پولی از فوتبال نگرفتهام. به خدا، به این برکت، به ارواح خاک پدرم پولی نگرفتم اما خدا را شکر همین که تنم سالم است خوب است. میگویند ۸۰۰-۷۰۰ میلیون یا یک میلیارد میگیرند. شاید یک جراح زیبایی در ماه ۱۰ تا عمل بینی کند و در آمدش در سال ۳ میلیارد یا ۲ میلیارد باشد اما متاسفانه همه زوم کردهاند رو ی فوتبالیستها. فوتبالیستها در چشم هستند. همه میگویند فلانی آنقدر گرفته هیچکس یادش نیست که محمد پارسا بلند شده ضربه زده، چندسالی است گوشه خانه افتاده است. یا سبو شهبازیان دوست خودم که مصدوم شد رفت. خیلی از بازیکنان دعا میکنند که فقط سالم از زمین بیرون بیایند اما کار ما دیگر از دعا گذشته و خدا میداند وضعیت ما چگونه است. یکبار چند سال قبل یک پاس رو به جلو دادند و گلر تیم آن تیم یک طوری من را زد که مرگ را جلوی چشمم دیدم. اگر میمردم کسی ناراحت میشد؟!
من شده که ساعت ۱۰ شب خوابیدم و البته شده یک هم بخوابم. هر وقت خوابم بیاید میخوابم. فوتبال بازی کردن توی ذهن آدم است. اصلا این نیست که ۲ صبح بخوابی یا ۹شب. یک فوتبالیست شاید در طول هفته دو نیمه شب بخوابد اما شب قبل از بازی ده شب و به زور خودش را بخواباند. از نظر من میریزد به هم این بازیکن. موقعی که فیزیکت خسته باشد باید بخوابی. همش منتالی و ذهنی است. شنیدهام زیدان سیگار میکشید و بهترین بازیکن جهان بود. خوب نخوابیدی، ناسالم زندگی کردی فقط در ایران مطرح است. من آخر هم نفهمیدم ناسالم یعنی چه؟باید یک دوره کلاس بگذاریم تا بفهمیم.
در زندگی سختیهای زیاد کشیدم. وقتی همه بچهها در کلاس، درس میخواندند من زیر آفتاب در زمین فوتبال میدویدم و سخت تمرین میکردم. غیراز فوتبال کارهای سخت دیگری از جمله آهنگری، جوشکاری و تراشکاریمیکردم. کار من آهنگری بود و پدرم دستگاه تهویه و چیلر میساخت و من هم کنارش بودم و در کنار کارم فوتبال هم بازی میکردم. من حتی در نانوایی کار کردم و بلال فروختم. برای موفقیت خودم و خانوادم هرکاری میکردم. الان هم یک ذره از این فوتبال و پولش را برای خودم نمیخواهم. یک ریال از این پولی که در میآورم برای خودم نمیخواهم و من خرجی ندارم. پولی که در میآوری باید خرج کنی. هزار تومان یا یک میلیارد اما من عاشق خود فوتبال هستم.
پیازچه ۵۰۰۰ سال پیش در باغهای چینی پرورش داده میشد و مصریان باستان آن را به عنوان سمبل کائنات پرستش میکردند.این خوردنی بسیار مغذی و پرخاصیت ترکیبی از خواص مفید پیاز و سبزیجات را با هم دارد. پیازچه منبع غنی از ویتامین K، ویتامین C و همچنین منبع بسیار مفیدی از ویتامین A است. افزودن پیازچه به سبزیجات دیگر مثل سیبزمینی، گل کلم، قارچ و سویا طعم بسیار خوشایندی به غذا میدهد و در سالاد نیز طعم و بوی آن ملایمتر از پیازهای دیگر است.
همانطور که مطرح شد پیازچه منبع غنی از ویتامینها و املاح است که به درمان بسیاری از ناخوشیها و بیماریها کمک میکند و همچنین تاثیرات و پیامدهای مضر بیماریهای دیگر را نیز کاهش میدهد.
برخی از بارزترین خواص این سبزی عبارتند از:
- قندخون را کاهش میدهد.
- برای کاهش و بهبود مشکلات رودهای و معدهای موثر است.
- اغلب بعنوان دارویی برای مقابله با سرماخوردگی عادی استفاده میشود.
- همچنین بعنوان یک اشتهاآور و نیز برای کمک به هضم غذا بسیار مفید است.
- سرعت گردش خون را در بدن افزایش میدهد.
به گزارش CarXR.com : شرکت PPG بزرگ ترین سازنده وتامین کننده رنگ خودرو ، در یک بررسی به فروش ۲۱ درصدی خودروهای رنگ سفید درسرتاسر دنیا اشاره داشت.
این اولین باری است که رنگ نقره ای حاکمیت خود را در رنگ ها ازدست داده وجای خود را به سفید اهدا نموده است و اکنون در رده دوم جدول نشسته است.
درکنارنقره ای ،رنگ مشکی نیز در جایگاه دوم قرار می گیرد که هردو رنگ توانستند ۲۰ درصد فروش داشته باشند.
اما رنگ نقره ای در آسیا و اقیانوسیه توانست جایگاه خود را در راس جدول حفظ نماید اما با این حال محبوب ترین رنگ ها در این مناطق نیز همان رنگ سفید با ۲۳ درصد ،سیاه با ۱۷ درصد ،قرمز با ۱۰ درصد فروش هستند.
دراروپا نیز محبوب ترین رنگ ها سیاه، سفید ،نقره ای ،قهوه ای ،طلایی ، زرد و سبز بودند.
امریکای شمالی نیز از خودروهای خود با رنگ سفید استقبال نمود و درجایگاههای بعدی ،نقره ای وسیاه ،قرمز، آبی ،قهوه ای ،طلایی ، نارنجی ، زرد وسبز قرار گرفتند.
این درحالی است که محبوب ترین رنگ در سال ۲۰۱۰ نقره ای و طوسی بودند.
سال ۱۹۸۰ ویروسهایی ایجاد شدند که برحسب کارهایی که کاربران انجام میدادند، میتوانستند نمونه مشابه خودشان را تکثیر کنند سپس به رایانههای دیگر انتقال دهند.
ویروسهای رایانهای را میتوان به کابوس تشبیه کرد. بعضی از این ویروسها کل اطلاعات موجود در رایانه را پاک میکنند، برخی باعث ایجاد ترافیکهای سنگین چند ساعته در شبکههای اینترنتی میشوند و دستهای هم با سرعت بسیار بالا میتوانند ویروسهای مشابه خودشان را ایجاد و به رایانههای دیگر ارسال کنند اگر تا به حال رایانهتان ویروس نگرفته است، بخت با شما یار بوده؛ ولی اگر برحسب اتفاق آلوده به ویروس شود ممکن است خسارت بسیار زیادی به شما تحمیل کند.
برای نمونه سال ۲۰۰۸ مبلغی بالغ بر ۱۶ میلیارد تومان به کاربرانی که رایانهشان دچار ویروس شده بود، خسارت وارد شد البته ویروسها یکی از خطرات احتمالی اتصال به اینترنت به حساب میآیند، این در حالی است که شما باید خطرات دیگری را هم هنگام آنلاین بودن در نظر داشته باشید.
اولین باری که ویروسهای رایانهای ایجاد شدند، به طور دقیق مشخص نیست. تنها در سال ۱۹۴۹ ایده وجود برنامهای که بتواند به شکل خودکار خودش را کپی و به رایانههای دیگر ارسال کند، مطرح شد.
۱۰ سال بعد از این تاریخ، اولین برنامه رایانهای که هکرها طراحی کرده بودند، در اینترنت انتشار یافت.
سال ۱۹۸۰ ویروسهایی ایجاد شدند که برحسب کارهایی که کاربران انجام میدادند، میتوانستند نمونه مشابه خودشان را تکثیر کنند سپس به رایانههای دیگر انتقال دهند.
برای مثال هکرها ویروسها را روی قسمتی از یک برنامه موجود در دیسکت ذخیره میکردند، پس از آن هر کسی که از آن دیسکت استفاده میکرد، ویروس سریعا به رایانهاش منتقل میشد. امروزه هر وقت از ویروس بحث میشود، بیشتر کاربران یاد اینترنت میافتند.
بنا بر این احتمال این که ایمیلها یا لینکهایی که از طریق اینترنت منتقل میشوند ویروسی باشند، زیاد است. در ادامه مطلب ۱۰ نمونه از ویرانکنندهترین ویروسها را بررسی میکنیم.
۱. Melissa: ویروس ملیسا را شخصی به نام دوید ال. اسمیت بر اساس برنامه ورد شرکت مایکروسافت طراحی کرده است. ملیسا از طریق ایمیل میتواند منتقل شود. به این ترتیب که کاربر، ایمیلی با این مضمون دریافت میکند: «اطلاعاتی که شما خواسته بودید، در این ایمیل است، لطفا این ایمیل را به هیچکس دیگری نشان ندهید.» پس از باز کردن این ایمیل، ویروس به شکل خودکار نمونههای مشابه خود را کپی میکند و به ۵۰ نفر از آدرسهایی که در قسمت حافظه ایمیلتان ذخیره شده است، ارسال میکند.
۲. یک سال پس از این که ملیسا در اینترنت غوغا به پا کرد، ویروس دیگری که بیشتر شبیه به کرم بود در فیلیپین طراحی شد. این کرم بدون نیاز به برنامه دیگری به شکل خودکار کرمهای مشابه خود را تولید میکرد و نامش iLo… بود. iLo… همانند ملیسا توسط ایمیل در تمام اینترنت گسترش پیدا کرد.
عنوان ایمیل هم «نامهای از یکی از علاقهمندان شما» بود. با باز کردن ایمیل و دانلود attachment داخل ایمیل، این ویروس براحتی کپی میشد.
۳. مدل سوم از ویروسها که مانند ویروسهای قبلی از طریق ایمیل به کاربر ارسال میشد Klez نام داشت. این ویروس بعد از باز کردن ایمیل بسرعت مدل مشابه خود را کپی، سپس مانند ملیسا به آدرسهای موجود در حافظه ایمیل کاربر ایمیلی ارسال میکرد.
این ویروس به صورتهای مختلفی مانند: کرم، تروجان و ویروسهای عادی رایانهای موجود بود. مدلهای متفاوت این ویروس میتوانستند آنتیویروس شما را از کار بیندازد و نگذارد کاربر ویروس را پاک کند.
از دیگر کارهایی که این ویروس با آدرسهای ایمیل شما میکرد، انجام عمل spoofing بود. در حقیقت با اسپوفینگ شما ایمیلهایی از افراد ناشناس دریافت میکردید، در حالی که در قسمت فرستنده ایمیل نام یکی از دوستانتان قرار داشت.
۴. چهارمین ویروس بسیار خطرناک موجود در اینترنت Code Red و Code Red II است. این دو ویروس سال ۲۰۰۱ طراحی شدند که سیستمعامل رایانه، بویژه ویندوز ۲۰۰۰ و NT را هدف میگرفت. با وارد شدن این ویروس به سیستم عامل، عملbuffer overflow اتفاق میافتاد.
با این کار، اطلاعات بسیار زیادی به حافظه راه مییافت و آن را اشباع میکرد و در نتیجه کاربر نمیتوانست کارهای دیگری توسط رایانهاش انجام دهد.
۵. نیمدا (Nimda) نوع دیگری از ویروسهای اینترنتی سال ۲۰۰۱ بود، که تنها ۲۲ دقیقه بعد از ورودش به اینترنت در رده اول قاتلان رایانهای قرار گرفت. این ویروس برای آسیب زدن به سرورهای اینترنتی طراحی شده بود.
یکی از راههای وارد شدن این ویروس نیز به سیستم از طریق ایمیل بود. Nimda با ایجاد backdoor در سیستم عامل این امکان را برای هکر ایجاد میکرد که براحتی از طریق این راه به سیستم عامل کاربر وارد شود بنابراین هکر میتوانست تغییرات مورد دلخواه خود را روی سیستم عامل کاربر ایجاد کند یا اطلاعات مورد نیاز خود را از آن بدزدد، که هر دوی این موارد جزو بزرگترین خطرات برای کاربر به حساب میآمدند.
۶ . SQL Slammer/Sapphire در حقیقت ویروسی است که برای شبکههای اینترنتی طراحی شده بود. این ویروس مانع انجام کار شرکتهای بزرگ به شکل آنلاین میشد؛ برای همین هم خسارت هنگفتی در آن زمان به این شرکتها وارد آمد.
۷. مای دوم (MyDoom) نوع دیگری از انواع ویروسهاست که یکی از وظایف مخرب آن ایجاد backdoor در سیستم عامل است.
دومین عمل ویرانکننده این ویروس انجام جستجو در جستجوگر و کپی تمام آدرسهای موجود در مرورگر بود. مثلا جستجوگری مانند گوگل میلیونها تقاضا برای جستجو روی سایت خود دریافت میکرد و این کار سرعت جستجوگر را برای دریافت درخواستهای جدید کاهش میداد و نمیتوانست به جستجوهای کاربران حقیقی پاسخ دهد.
۸ . Sasser and Netsky هشتمین ویروس از سری قاتلان رایانهای محسوب میشود، که هکر آن توسط پلیس دستگیر شد.
نحوه وارد شدن این ویروس به سیستم از طریق ایمیل نبود، بلکه این ویروس تنها از طریق تخریب رایانه و ارسال پیام به رایانههای دیگر، سیستمها را تخریب میکرد. در حقیقت این ویروس مانع از خاموش شدن رایانه میشد و تنها راه خاموش کردن سیستمعاملی که این ویروس را به همراه داشت، قطع کابل برق آن بود.
۹. Leap-A/Oompa-A تنها ویروسی بود که برای لپتاپهای مک طراحی شده بود. این ویروس از برنامه iChat برای ارسال message به دیگر کاربران مک استفاده میکرد و مانند ویروسهای دیگر با ورود به آیچت، فهرست اسامی دیگر کاربران را یادداشت میکرد.
پس از آن برای تمام آن افراد به صورت خودکار message میفرستاد. همراه این متن یک عکس ویروسی قرار داشت که با دانلود کردن آن، رایانه کاربر نیز آلوده به ویروس میشد.
۱۰. استورم وارم به خاطر این که از طریق ایمیلی با این عنوان که «۲۳۰ نفر در توفان اروپا کشته شدهاند» در اینترنت ارسال میشد، با این نام شناسایی شد.
پس از وارد شدن این ویروس به رایانه، به شکل Trojan horse وارد عمل میشد؛ یعنی کل سیستمعامل شما تحت کنترل هکر قرار میگرفت و این هکر بود که تعیین میکرد چه تغییرات و به چه شکل در رایانه ایجاد شود.
جنیفر لوپز عنوان فریبنده ترین زن سال را به خود اختصاصی داد.
این خواننده که به تازگی از همسر خواننده اش “مارک آنتونی” جدا شده است ، در این مراسم از تمام زنانی که در زندگی اش نقش داشتند ، به خاطر موفقیت هایش تشکر کرد
به گزارش تهران۹۸ به نقل از پرشین وی او از مادربزرگ و دخترش “امی” نیز به خاطر تبدیل او به زن نمونه قدردانی کرد.
از دیگر زنانی که در این مراسم از آنها تقدیر شد ، جنیفر آنیستون ، خانم لورا بوش ، آدریانا هافینگتون و گلوریا استینم بودند.
زنی در دادگاه خانواده گفت: همه دعواهای من و شوهرم از سؤال کردنهای من راجع به اینکه “کجا بودی” و “چه کار میکردی” شروع میشود ولی من امروز طلاق میخواهم و دیگر تحمل رفتارهای شوهرم را ندارم.زنی با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواست جدایی خود را به قاضی شعبه ۲۴۰ این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد.
* شوهرم دست بزن دارد
زن در حضور قاضی این پرونده با بیان اینکه شوهرم دست بزن دارد، گفت: زمانی که او با من دعوا کرده و مرا مورد ضرب و شتم قرار میدهد، نمیگذارد از خانه بیرون بروم و مرا در خانه نگه میدارد.
وی ادامه داد: وقتی بین ما دعوا میشود شوهرم تمام دربهای خانه را قفل کرده و تلفنها را نیز جمع میکند و من مجبورم تنها سکوت کنم تا دیگر او به من فحاشی نکند.
* روزی که دعوا نمیکنیم شوهرم بهترین مرد است
زن بار دیگر در برابر قاضی این شعبه با اشاره به اینکه روزی که شوهرم با من دعوا نمیکند بهترین مرد در زندگی میشود، اظهار داشت: شوهرم میگوید که من روی هر چیزی زیادی حساس هستم و از او سؤال میکنم، به همین دلیل او مدعی است که در این زمان اعصابش به هم میریزد و مجبور به دعوا با من میشود ولی من حرفهایش را قبول ندارم.
وی ادامه داد: میخواهم از شوهرم جدا شوم، به دلیل اینکه دیگر تحمل رفتارهای دوگانه او را ندارم.
* دو سال از زندگیمان میگذرد
زن در ادامه بیان کرد: حدود ۲ سال از زندگی مشترکمان میگذرد و شوهرم، خودش را در این دو سال نشان داده است و آنقدر بدیهایش نسبت به خوبیهایش بیشتر بوده که من مجبورم دادخواست جدایی بدهم.
وی عنوان کرد: شوهرم معتقد است که هر کاری که میخواهد باید انجام دهد و من باید فقط مانند یک مجسمه باشم و چیزی نگویم.
* همه دعواهایمان به خاطر سؤال کردنهای من است
زن در ادامه با بیان اینکه تمام دعواهای ما از جایی شروع میشود که من سؤالی میپرسم، گفت: شوهرم مدعی است که در زمان مجردی هیچ کس از او راجع به کارش سؤالی نکرده است بنابراین در حال حاضر نیز باید زندگیش به این شکل باشد.
وی ادامه داد: از رفتارهای شوهرم به ستوه آمدهام و تنها به فکر جدایی هستم و نمیتوانم با او کنار بیایم چون من نمیتوانم از شوهرم پیگیر نباشم که چه کارهایی انجام میدهد.
قاضی این شعبه بعد از چند دقیقه سکوت، برای رسیدگی به پرونده در جلسه آینده حضور مرد را خواهان شد و از زن خواست تا جلسه بعد مدارا کند و جلسه را خاتمه داد.
زنی در دادگاه خانواده گفت: تنها توانستم ۸ ساعت در کنار شوهرم زیر یک سقف زندگی کنم و حالا درخواست طلاق دارم.
زنی با مراجعه به دادگاه خانواده ۲ (ونک) دادخواست جدایی خود را به قاضی
فریبرز مردانی رئیس شعبه ۲۷۱ این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد.
این زن در برابر قاضی این پرونده با اشاره به اینکه من و شوهرم تنها ۸ ساعت با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کردیم و بعد از آن متوجه شدیم که نمیتوانیم ادامه دهیم، اظهار داشت: میخواهم از شوهرم جدا شوم.
وی با بیان اینکه طی این ۸ ساعت زندگی نتوانستیم با رفتارهای یکدیگر کنار بیایم، گفت: شوهرم به من وکالت داده است تا از هم جدا شویم.
زن ۳۲ ساله در ادامه عنوان کرد: من پزشک بوده و شوهرم شغل آزاد دارد ولی به هیچ وجه از نظر رفتاری با یکدیگر هماهنگی نداریم و باید از هم جدا شویم.
وی افزود: شوهرم خود با دادن وکالت طلاق به من، کار بزرگی در حق هر دویمان کرد چون من و او هیچگونه تفاهمی نداشته و باید زودتر از اینها از هم جدا میشدیم.
زن با اشاره به اینکه من و شوهرم یک ماه با هم عقد بوده و بعد زیر یک سقف رفتیم، بیان کرد: تمام مهریهام را به شوهرم میبخشم و میخواهم هر چه زودتر از او جدا شده و از این زندگی رها شوم.
وی عنوان کرد: شوهرم طی این ۸ ساعت بیشتر از ۱۰ بار در خصوص شغلم از من ایراد گرفت و همه این اختلافات بعد از رفتن زیر یک سقف صورت گرفت.
زن بار دیگر در برابر قاضی مردانی گفت: خوشحالم از اینکه بعد از ۸ ساعت متوجه اشتباهم شدم و مدت زندگی مشترکمان بیشتر نشد.
وکیل مرد در دادگاه خانواده بیان کرد: من از سوی مرد وکالت برای طلاق دارم و زن در خصوص مهریه و نفقهاش هیچ ادعایی ندارد.
قاضی مردانی رئیس شعبه ۲۷۱ مجتمع قضایی خانواده ونک، بعد از شنیدن اظهارات زن، حکم طلاق را صادر کرد.
سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم
با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری جدی و نادری رنج میبرد.
ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود
که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود
و هنوز نیاز به مراقبت پزشکی داشت.
پزشک معالج وضعیت بیماری خواهرش را توضیح داد و پرسید:
آیا برای بهبودی خواهرت مایل به اهدای خون هستی؟؟
برادر خردسال اندکی تردید کرد و….
سپس نفس عمیقی کشید و گفت:
بله من اینکار را برای نجات لیزا انجام خواهم داد.
در طول انتقال خون کنار تخت لیزا روی تختی دراز کشیده بود
و مثل تمامی انسان ها که با مشاهده اینکه
رنگ به چهره خواهرش باز میگشت خوشحال بود
و لبخند میزد.سپس رنگ چهره اش پریده بیحال شده و لبخند بر لبانش خشکید.
نگاهی به دکتر انداخته و با صدای لرزانی گفت:
آیا میتوانم زودتر بمیرم؟؟؟
پسر خردسال به خاطر سن کمش
توضیحات دکتر معالج را عوضی فهمیده بود
و تصور میکرد باید تمام خونش را به لیزا بدهد
و با شجاعت خود را آماده مرگ کرده بود . . .
مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت
و نزدیک کندوی عسل رسید. از بوی عسل دهانش آب افتاد
ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد
از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد.
دست و پایش لیز می خورد و می افتاد…
هوس عسل او را به صدا درآورد و فریاد زد:
ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود
و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم.
یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت:
مبادا بروی … کندو خیلی خطر دارد!
مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد…!
بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است.
مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم.
بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند.
مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!!
بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار،
من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود
و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی…
مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان،
اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن.
من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید!
بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند
ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم.
مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن.
من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت.
بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید:
یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد.
مگسی سر رسید و گفت:
بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم…
مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!!
مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت…
مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی،
چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود،
چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند
و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند…!
مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت
تا رسید به میان حوضچه عسل،
و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند…
مور را چون با عسل افتاد کار / دست و پایش در عسل شد استوار
از تپیدن سست شد پیوند او / دست و پا زد، سخت تر شد بند او
هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد:
عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید.
اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!
گر جوی دادم دو جو اکنون دهم / تا از این درماندگی بیرون جهم
مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت:
نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است…
این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش
پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری.
سخن روز : از مردم طماع راستی مجوی و از بی وصل وفا مخواه.در یک مورد مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است:
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید…
*
مرکز : روی آیکن My
Computer در سمت چپ صفحه کلیک
کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام…من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start
کلیک کنید و…
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل
گیتس نیستم، لعنتی!
*
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم
پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم
پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی
مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش
کنه…
*
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.
*
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy
که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.
*
مرکز : و الآن F8
رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F
رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ
اتفاقی نمی افته…
*
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و ۱۰ قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا
نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه… اون یکی کار می
کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a
مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتری : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟
*
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید… Internet
Explorer
*
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم
گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از ۴ ساعت برای شما صبر
کردم.
میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین
کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word
کار می کردم و دکمه Help
رو کلیک کردم بیش از ۴ ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره
کمکم می کنید؟
*
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری : من دارم اولین
ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a
رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟
در یک مورد مرکز مشاوره مایکروسافت در انگلیس لیستی از سوال های ابلهانه مشتریانش را اینگونه منتشر کرده است:
مرکز مشاوره : چه نوع کامپیوتری دارید؟
مشتری : یک کامپیوتر سفید…
*
مرکز : روی آیکن My
Computer در سمت چپ صفحه کلیک
کن.
مشتری : سمت چپ شما یا سمت چپ من؟
*
مرکز : روز خوش، چه کمکی از من برمیاد؟
مشتری : سلام…من نمی تونم پرینت کنم.
مرکز : میشه لطفاً روی Start
کلیک کنید و…
مشتری : گوش کن رفیق؛ برای من اصطلاحات فنی نیار! من بیل
گیتس نیستم، لعنتی!
*
مشتری : سلام، عصرتون بخیر، من مارتا هستم، نمی تونم
پرینت بگیرم. هر دفعه سعی می کنم میگه : «نمی تونم
پرینتر رو پیدا کنم» من حتی پرینتر رو بلند کردم و جلوی
مانیتور گذاشتم ، اما کامپیوتر هنوز میگه نمی تونه پیداش
کنه…
*
مشتری : من توی پرینت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم…
مرکز : آیا شما پرینتر رنگی دارید؟
مشتری : نه.
*
مرکز : الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری : یه خرس Teddy
که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.
*
مرکز : و الآن F8
رو بزنین.
مشتری : کار نمی کنه.
مرکز : دقیقاً چه کار کردین؟
مشتری : من کلید F
رو ۸ بار فشار دادم همونطور که بهم گفتید، ولی هیچ
اتفاقی نمی افته…
*
مشتری : کیبورد من دیگه کار نمی کنه.
مرکز : مطمئنید که به کامپیوترتون وصله؟
مشتری : نه، من نمی تونم پشت کامپیوتر برم.
مرکز : کیبوردتون رو بردارید و ۱۰ قدم به عقب برید.
مشتری : باشه.
مرکز : کیبورد با شما اومد؟
مشتری : بله
مرکز : این یعنی کیبورد وصل نیست. کیبورد دیگه ای اونجا
نیست؟
مشتری : چرا، یکی دیگه اینجا هست. اوه… اون یکی کار می
کنه!
*
مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a
مثل apple، و حرف بزرگ V مثل Victor، و عدد ۷ هست.
مشتری : اون ۷ هم با حروف بزرگه؟
*
یک مشتری نمی تونه به اینترنت وصل بشه…
مرکز : شما مطمئنید رمز درست رو به کار بردید؟
مشتری : بله مطمئنم. من دیدم همکارم این کار رو کرد.
مرکز : میشه به من بگید رمز عبور چی بود؟
مشتری : پنج تا ستاره.
*
مرکز : چه برنامه آنتی ویروسی استفاده می کنید؟
مشتری : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتی ویروس نیست.
مشتری : اوه، ببخشید… Internet
Explorer
*
مشتری : من یک مشکل بزرگ دارم. یکی از دوستام یک Screensaver روی کامپیوترم
گذاشته، ولی هربار که ماوس رو حرکت میدم، غیب میشه!
*
مرکز : مرکز خدمات شرکت مایکروسافت، می تونم کمکتون کنم؟
مشتری : عصرتون بخیر! من بیش از ۴ ساعت برای شما صبر
کردم.
میشه لطفاً بگید چقدر طول میکشه قبل از اینکه بتونین
کمکم کنید؟
مرکز : آآه..؟ ببخشید، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتری : من داشتم توی Word
کار می کردم و دکمه Help
رو کلیک کردم بیش از ۴ ساعت قبل. میشه بگید کی بالاخره
کمکم می کنید؟
*
مرکز : چه کمکی از من برمیاد؟ مشتری : من دارم اولین
ایمیلم رو می نویسم.
مرکز : خوب، و چه مشکلی وجود داره؟
مشتری : خوب، من حرف a
رو دارم، اما چطوری دورش دایره بذارم؟
زن خودش را خوشگل میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست.
هر زنی از سر هر مردی زیاد است.
مردها جنگ را دوست دارند چون بخاطر جنگ، ظاهری جدی پیدا میکنند و این تنها چیزیست که نمیگذارد زنها بهشان بخندند.(جان رابرت فاولز
خداوند مردان را نیرومندتر آفریده است ولی نه لزوما باهوشتر.او به زنان فراست و زنانگی داده است و اگر این دو با هم خوب بکار روند، میتواند مغز هر مردی را که تا کنون دیده ام، مختل کند.
زنان از مردان عاقلترند، چونکه کمتر میدانند و بیشتر میفهمند.
مردها همه مانند هم هستند فقط چهره هایشان با هم فرق دارد تا بتوان آنها را تشخیص داد
یک مرد عبارت است از کلیه ادا و اطوارهای گذشته و امروزش.
هیچ فکر کردی چرا خدا مرد را پیش از زن آفرید؟ خب معلومه پیش از آفریدن هر شاهکاری یک چرکنویس هم لازمه
اگر زنان در مورد شخصیت مردان کمی نکته سنج باشند، هیچگاه تن به ازدواج نخواهند داد.
بنی اسراییل 40 سال در بیابان سرگردان بودند.مردها حتی در آن زمان هم مسیر را نمی پرسیدند
عوض کردن شوهر فقط عوض کردن مشکل است.
مرد نثر آفرینش است و زن شعر آن.
بسیاری از مردان باهوش زن کودنی دارند ولی به ندرت زن باهوشی پیدا میشود که شوهر کودنی داشته باشد.
هر زنی برای شناخت مردان کافیست یکی از آنها را خوب بشناسد ولی یک مرد حتی اگر با تمام زنها آشنا باشد یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد.
همه ی مردها بد نیستند. بدتر و بدترین هم دارند
مامانم به من گفت:تنها دلیل وجود مردها برای چمن زنی و پنچر گیری اتومبیل است.
افکار مردان اوج میگیرد و بالا میرود، همسطح زنانی که با آنها معاشرت میکنند.
بهترین مردان بزرگ، همواره بدترین شوهرانند.
چرا مردان زنان باهوش را دوست دارند؟
بخاطر اینکه دو قطب غیر همنام همدیگر را می ربایند.
مردی بزرگ است که معایبش قابل شمارش باشد.
شما مردها را چه میشود؟دیدن یک موی بولوند شما را 3 پله از نردبان تکامل پایین می آورد.
اگر میخواهی فقط حرف کاری زده شود از مرد بخواه و اگر میخواهی آن کار انجام شود از زن بخواه.
اگر در دنیا یک زن بد باشد، همه ی مردها تصور می کنند زن آنهاست.
مردها، بچه هایی ریشو هستند.
تنها یکی از 1000 مرد رهبر مردان دیگر می شود .999نفر دیگر دنباله رو زنهایشان هستند.
مردها خود را در رانندگی بسیار برتر از زنان می دانند در حالیکه آقایان 87% تصادفات رانندگی را مرتکب می شوند و شرکتهای بیمه از این که به زنها خسارت نمی پردازند سود بسیاری می برند.
او(مرد)مانند خروسی بود که تصور میکرد خورشید به این دلیل طلوع میکند که قوقو لی قوقوی او را بشنود.
مردان از دو نوع خارج نیستند;یا روی سرشان خالیست یا توی سرشان.
من خواهان سه چیز در یک مرد هستم:ملاحت - شجاعت - وبلاهت.
عاقلترین مردان دچار اشتباه شده اند و زنان آنها را فریفته اند ولی همچنان ادعا میکنند که زن عاقل نیست.
مردها مثل نوزاد هستند..... توی اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته میشید
مردها مثل ماشین چمن زنی هستند..... به سختی روشن میشن و راه میفتن , موقع کار کردن حسابی سروصدا راه می اندازند و نیمی از اوقات هم اصلا کار نمی کنند
خندیدن یک نیایش است
.
.
.
اگر بتوانی بخندی، آموخته ای که چگونه نیایش کنی
هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد، هر بافت وجودت از شادی بلرزد،
به آرامشی عظیم دست می یابی!
بگذار خنده ات خنده ای از ته دل باشد. چنین خنده ای پدیده ای نادر است!
کسی می تواند بخندد، که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می بیند.
کوتاه ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!
شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می شود!
همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!
یادت باشه! انسان های خندان و شاد به خداوند شبیه ترند!
کمی موسیقی گوش کن، برقص، بخند(حتی به زور)، آنگاه بنشین و نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!
فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی! بالاخره می گذرد، امتحان کن!
جای تأسف است که ما برای شاد بودن بهانه ای می خواهیم، ولی برای غمگین بودن نیاز به هیچ بهانه ای نداریم!
شاید این جبر زمانه است ولی بدان که بهشت یعنی، شادی، خنده، سرور و شعف!
با شادی خدا را و ضیافت زندگی را تجلیل می کنیم
سرور و شادی، خدای درون فرد است که از اعماق او برخاسته و متجلی می شود!
شادی، یکی از راه های تقرب به درگاه خداوند است
ضرر نمی کنی اگر از هم اکنون لبخند زدن را تجربه کنی
مطمئن باش همیشه یکی هست که عاشق لبخند تو باشه
شاد باشید و لبخندتان جاویدان
آیا می دانستید... با بغل کردن یا گرفتن دست فرد مبتلا به ایدز، شما هم مبتلا نمیشوید. HIV از طریق سرفه یا عطسه منتقل نمیشود یا از نشستن کنار فرد مبتلا به آن، مبتلا نمیشوید. پشه و سایر حشرات هم نمیتوانند ناقل این ویروس باشند. همچنین به ندرت اتفاق میافتد که انتقال خون HIV را منتقل کند. کلیه خونهای انتقالی در ایران قبل از استفاده برای افراد آزمایش میشوند.
ایدز مخفف سندرم نقص ایمنی اکتسابی، بیماری است که مقابله با بیماریهای عفونی را برای بدن دشوار میکند. ویروس نقص ایمنی اکتسابی انسان (HIV) با عفونی کردن و تحریب بخشی از دفاع بدن دربرابر عفونت، که گلوبولهای سفیدخون نام دارند، موجب بروز ایدز میشود.
تنها راه شناخته شده برای انتقال HIV از فردی به فرد دیگر زمانی است که از درون بدن فرد به درون بدن فرد دیگر منتقل شود. این زمانی اتفاق میافتد که مایعات عفونیشده—مثل مایع منی یعنی مایعی که موقع انزال از بدن خارج میشود، ترشحات واژن یا خون—از یک نفر به دیگری منتقل میشود. حتی با وارد شدن مقدار بسیار کمی از این مایعات به بدن فردی، وی مبتلا خواهد شد.
اما چطور فردی به ایدز مبتلا میشود؟ HIV از طریق رابطه جنسی در شرایطی که یکی از طرفین مبتلا به این ویروس باشند، منتقل میشود. ممکن است از طریق ترشحات عفونی خون، مایع منی یا ترشحات واژن انتقال یابد.
HIV از طریق ایجاد بریدگی و زخم روی آلت تناسلی، مقعد، واژن یا پوست اطراف دستگاه تناسلی و همچنین دهان یا سایر مخاط نیز منتقل میشود. این بریدگی یا زخمها معمولاً آنقدر کوچک هستند که حتی فرد خود از وجود آنها آگاه نیست.
دختران و پسرانی که بخاطر یک بیماری مقاربتی ترشح (مایع غیرعادی که از واژن یا آلت تناسلی بیرون میآید) یا زخم تناسلی دارند، بیشتر در معرض عفونت هستند. HIV میتواند از نظر جنسی از یک زن به مرد، از زن به مرد، از مرد به مرد یا از زن به زن انتقال یابد.
افرادیکه از مواد مخدر تزریقی استفاده میکنند نیز در معرض ابتلا به ویروس ایدز هستند. بسیاری از کسانیکه از سوزن شراکتی برای تزریق درون رگ مواد مخدر یا استیروئیدها استفاده میکنند بیشتر درمعرض این بیماری قرار میگیرند. فرد مبتلا به HIV که سوزن تزریق اشتراکی استفاده میکند، ویروس را هم که در قطرات کوچک خون روی سوزن است، به اشتراک میگذارد. سوزن اشتراکی تزریق باعث انتقال هپاتیت و سایر عفونتهای جدی نیز میشود.
همچنین نوزادان تازه به دنیا آمده نیز در معرض ابتلا به HIV از مادران خود درصورت مبتلا بودن هستند. این میتواند قبل از تولد نوزاد، طی تولد، یا طی شیردهی اتفاق بیفتد. نوجوانان و زنان باردار باید حتماً تحت آزمایش HIV قرار گیرند زیرا زنان مبتلا به HIV که تحت درمان آن قرار بگیرند، به احتمال کمتری ویروس را به نوزادشان منتقل میکنند. به نوزادانی که از مادران مبتلا به HIV به دنیا میآیند هم باید داروهایی داده شود تا احتمال ابتلای آنها پایین بیاید.
محافظت از خودتان در برابر HIV
اگر تابحال رابطه جنسی نداشتهاید و دارو هم تزریق نمیکنید نیازی نیست نگران باشید که آیا ایدز دارید یا نه. اما اگر قبلاً رابطه جنسی داشتهاید یا تصمیم دارید در آینده داشته باشید، HIV چیزی است که حتماً باید دربرابر آن از خودتان محافظت کنید.
اگر رابطه جنسی دارید، حتماً از کاندوم استفاده کنید. کاندوم سدی در برابر مایعات بدن ایجاد میکند تا در طول رابطه به بدن یکدیگر منتقل نشود. هیچوقت از یک کاندوم دوبار استفاده نکنید.
پرسیدن از افراد درمورد اینکه مبتلا به ایدز هستند یا نه راه مطمئنی برای اطمینان از عدم ابتلای آنها نیست. ممکن است افراد صادقانه به سوال شما جواب ندهند. یا حتی ممکن است خودشان از ابتلای خود خبر نداشته باشند. فرد مبتلا به ایدز ممکن است سالها بدون هیچ علائمی زندگی کند اما ناقل ویروس باشد. ممطئنترین راه برای جلوگیری از HIV انجام ندادن رابطه جنسی یا استفاده نکردن اشتراکی از سوزن تزریق است.
درمورد هرگونه نگرانی خود میتوانید با پزشک مشورت کنید.
در این مقاله عناوینی از مهم ترین سوالات خواستگاری را برایتان بیان می کنیم که بخشی از آن گفته ی خودتان است . البته نوشتن لیستی که شامل تمام سوالات لازم برای شناسایی شریک آینده تان باشد غیر ممکن است زیرا تفاوت های فردی ،شغلی،فرهنگی،اعتقادی و غیره در انسان ها باعث می شود یک نسخه ی واحد کارساز نباشد .می توان اصولی را بیان کرد که در فرهنگ ما برای داشتن زندگی موفق زناشویی لازم است اما شاید کافی نباشد. به همین دلیل بعد از خواندن سوالات پیشنهادی ، خود شما نیز باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.
ابتدا زمانی که تصمیم می گیرید که خواستگاری را به خانه بپذیرید یا همراه خانواده به خواستگاری بروید ،بهتر است کمی با خود خلوت کنید . واقع بینانه به خود و شرایط موجودتان نگاه کنید. خود را از نظر زیبایی،تحصیلات،شرایط مالی ، فرهنگ خانواده بسنجید. این کار برای سنجیدن توقعات خوداز زندگی و همسر آینده ،کمک خواهد بود.
بهتر است علاوه بر شناخت بیشتر از شرایط فعلی تان ،آرزوها و انتظاراتتان راجع به زندگی زناشویی را مشخص کنید. در خلوت خود شعار ندهید. اینکه معیار های صحیح چیست با این که معیار های شما چیست متفاوت است .ممکن است شما بر اساس معیار هایی صحیح انتخاب کنید اما در زندگی آینده چون این معیار ها برایتان درونی نشده و فقط جنبه ی شعار داشته ، دچار مشکل شوید. پس نگاهی واقع بینانه به شرایط موجود و خواسته های آینده بسیار مهم است . وقتی به یک ارزیابی صحیح رسیدید ،دست به کار شوید.لیستی برای خود تعیین کنید و البته باید یاد آور شوم سوالات استاندارد ، با جواب های مشخص وجود ندارد و جوابی متفاوت از آنچه شما فکر می کردید به یک سوال نباید باعث شود نظر شما منفی گردد.خیلی از پاسخ ها خود باعث سوال دیگری می شوند و مهم این است که شما در آن زمان بتوانید به خوبی و البته صادقانه گفتگو کنید.
سوالات کلی برای شروع خوب است اما خیلی تعیین کننده نیست زیرا سوال کلی جواب کلی هم دارد و به شناخت بیشتر کمک نمی کند.
بعضی از سوالاتی که در زیر آمده در صورت آشنایی قبلی با فرد برای مثال فامیل بودن نیازی به پرسیده شدن ندارد و برخی برای شما حائز اهمیت نیست .پس سوالات زیر را به عنوان چند پیشنهاد مطالعه بفرمائید.
- بیوگرافی خوتان را بگوئید:(سن ، تحصیلات ، شغل ،تعداد فرزندان خانواده ، وضعیت پدر و مادر، خواهر و برادر ها، این که چندمین فرزند خانواده است . )
- علت اینکه تصمیم به ازدواج گرفتید چیست؟(خواست خانواده ، فشار فرهنگی یا نیاز شخصی)
- در زندگی چه هدفی را دنبال می کنید؟ چند تا از سر فصل های مهم در آینده تان چیست؟(برای مثال گرفتن بورسیه،موفقیت در زمینه ی ورزش و..)
- چه ملاک هایی برای خوشبختی دارید؟
- مسائل اقتصادی همسر و خانواده ی او چقدر برایتان مهم است؟
-بعد از ازدواج چقدر مایل به ارتباط با خانواده ی همسرتان هستید؟
-دوست دارید همسرتان با خانواده ی شما تا چه حد صمیمی باشد؟
-در تصمیم گیری ها اهل مشورت هستید؟
-آیا خانواده و دوستانتان در تصمیماتتان دخیل هستد؟ در آینده همسرتان چطور؟
-اگر اختلاف نظری بین همسر و خانواده تان ایجاد شد ،چگونه آنرا رفع می کنید؟
-خانواده ی خود را سنتی می دانید یا مدرن؟ می خواهید چطور خانواده ای تشکیل دهید؟
-نظرتان راجع به مرد سالاری و زن سالاری چیست؟
-تکلیف مدیریت خانه چه می شود؟
-درزمان وقوع اختلاف نظر ، اگر با گفتگو به نتیجه نرسیدیم ، چه کسی نظر آخر را بدهد؟
-چه عقیده ای در باره ی مدیریت اقتصادی خانه دارید؟
-تعریف تان از صرفه جویی چیست؟
-چقدر اهل پس انداز هستید؟
-چقدر دوست دارید صاحب فرزند شوید؟
-در تربیت فرزندان ، چقدر اختیارات را به همسرتان واگذار می کنید؟
همسر
-تا چه حد به اعتقادات مذهبی پایبند هستید؟
-از نظر دیگران فرد مذهبی هستید؟
-تعریفتان از حجاب چیست؟( چادر ،مانتوی پوشیده ،چادر ملی ،بلوز و شلوار و روسری و ..)
-در رفتار با نامحرم چه روشی دارید؟
-خودتان در محل کار وخانواده ، با نامحرم چگونه رفتار می کنید؟
-از همسرتان تو قع دارید چگونه رفتار کند؟
-با کار کردن خانم ها موافقید؟ چه نوع کاری؟ (مخصوص خانم ها)
- دوست دارید در آینده شاغل باشید؟ (مخصوص آقایان)
-آیا همسرتان باید برای هر کاری از شما اجازه بگیرد؟
-اهل مطالعه هستید یا نه ؟ اگر بله در چه موضوعاتی؟
-آیا فیلم دیدن را دوست دارید؟ زیباترین فیلم هایی که تا کنون دیده اید ،کدامند؟
-رابطه تان با دنیای مجازی و اینترنت چگونه است؟
-اگر اهل استفاده از اینترنت هستید، بیشتر به سراغ چه موضوعات و سایت هایی می روید؟
-با چت کردن چه میانه ای دارید؟
-تا به حال به چه کارهایی اشتغال داشتید؟
-از کاری که می کنید ،راضی هستید؟
-رابطه تان با همکارانتان چطور است؟
حتما راجع به خط مشی سیاسی و اعتقادات خود صراحتا صحبت کنید و از او سوالات کاملی بپرسید چون ممکن است در آینده به مناسبت های مختلف ، اختلاف عقیده ی سیاسی دیگر شرایط زندگی تان را تحت تاثیر قرار دهد.
-با جشن عروسی موافقید؟ تا چه حد موافق خرج کردن برای مراسم هستید؟
-آیا در باره ی مهریه نظر خاصی دارید؟
-رسم و رسوم خاصی هست که خانواده تان برایشان خیلی مهم باشد؟
-چه نوع تفریحاتی را دوست دارید؟
- بعد از ازدواج با دوستانتان تا چه حد رفت و آمد می کنید؟
- دوست دارید همسرتان اهل معاشرت با دوستان باشد یا نه ؟
این ها بخشی از اطلاعاتی است که ما از همسر آینده مان نیاز داریم اما همه ی آن نیست. تحقیق ،مشاوره می تواند بسیار موثر باشد. به خدا توکل کرده و سعی کنید بهترین انتخاب را داشته باشید زیرا هرچند دین ما در صورت اختلاف امکان جدایی را قرار داده است اما مشکلات پس از آن به قدری زیاد است که بهرین راه پیشگیری از طلاق با انتخاب صحیح است.
.تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از یکی دیگه بپرسید
2. پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید رو بوق
3.توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید
4.توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو عوض کنید
5.توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید
6.توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید خوشتون نیومد و برید
7.توی جشن تولد یکی از دخترا فامیل تا اومد شمع ها را فوت کنه همه رو خاموش کنید
8.اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد بلافاصه بگید چقدر قدیمی بود
9.اشتباهات لغوی دخترا رو موقع صحبت کردن تکرار کنید و بخندید
10.تو یه جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید
11. عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون
12.روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید
13.اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید
14.تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بر گردونید
15.چاق بودن و بی ریخت بودن دختر مورد نظر رو دم به ساعت به اطلاعش برسونید
16.به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده
17. شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه
18. زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده
19. از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه
20. توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتید تعریف کنید
21. توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید
22. تو خیابون به یه قسمت از لباس یا صورت یه دختر خیره بشید وبزنید زیر خنده (نمی دونید دختره چه حالی میشه )
25 ترفند در فتوشاپ
کسانی که به گرافیک و نرم افزارهای آن علاقه دارند حتماً نام فتوشاپ، نرم افزار معروف شرکت Adobe را زیاد شنیده اند. شاید بسیاری این نرم افزار را بهترین برنامه برای اصلاح و تغییرات عکس های خود بدانند. پس دست به کار شوید و 25 ترفند بسیار مفید درباره این نرم افزار را بیاموزید.
25 ترفند در فتوشاپ
کسانی که به گرافیک و نرم افزارهای آن علاقه دارند حتماً نام فتوشاپ، نرم افزار معروف شرکت Adobe را زیاد شنیده اند. شاید بسیاری این نرم افزار را بهترین برنامه برای اصلاح و تغییرات عکس های خود بدانند. پس دست به کار شوید و 25 ترفند بسیار مفید درباره این نرم افزار را بیاموزید.
ترفند شماره 1: چگونه یک قسمت از یک سند را که از چند لایه تشکیل شده کپی کنیم
وقتی منطقه ای از یک سند را انتخاب کنید و برای انجام عمل کپی کلیدهای Ctrl+C را می فشارید آن منطقه تنها از لایه انتخابی کپی می شود. اما اگر شما بخواهید از تمام اجزای لایه ها در آن قسمت در یک لایه جدید کپی داشته باشید می توانید با افزودن کلید Shift به کلیدهای Ctrl+C این کار را انجام دهید.
ترفند شماره 2: اسناد خود را در کنار هم مشاهده کنید
در ابتدای تاریخ فتوشاپ (زمان زندگی دایناسورها!) وقتی تعدادی سند را باز می کنید فتوشاپ آنها را به صورت جلوی هم نمایش می دهد. یعنی تصاویر یکی پس از دیگری در جلوی هم باز می شوند که این روش Cascading نام دارد. اما اگر بخواهید به طور مثال 4 تصویر باز شده خود را کنار هم قرار دهید کافیست از منوی Windows منوی Documents را باز کرده و گزینه Tile را انتخاب کنید.
ترفند شماره 3: حالت ارائه طرح به مشتری در فتوشاپ
زمان آن فرا رسیده که طرح نهایی خود را به مشتری نشان دهید اما دوست ندارید مشتری بداند که شما با فتوشاپ کار کرده اید. دلیل این امر این است که مشتری بلافاصله میگوید: "با فتوشاپ کار می کنید ؟ همسایه من هم این برنامه را دارد!" و معنای این حرف این است که پس همسایه من هم می تواند این طرح را بدون صرف هزینه برایم انجام دهد. برای اینکه بتوانید از حالت ارائه تصویر در فتوشاپ بهره بگیرید می توانید کلید F را در صفحه کلید دو بار فشار داده و یک بار کلید Tab را بزنید. مشاهده می کنید که دور طرح را زمینه ای سیاه پوشانده و منوها حذف شده اند.
ترفند شماره 4: گردش بین اسناد
اگر با بیش از یک سند کار می کنید می توانید با فشردن کلیدهای Ctrl+Tab بین اسناد گردش کنید.
ترفند شماره 5: مشاهده لایه فعال و مخفی کردن بقیه لایه ها
اگر سند چند لایه ای دارید می توانید تنها لایه ای را که روی آن کار می کنید مشاهده کنید. این کار را می توانید با فشار کلید Alt و کلیک روی آیکن چشم در پالت Layers لایه مورد نظر انجام دهید. برای مشاهده مجدد تمامی لایه ها این کار را دوباره تکرار کنید.
ترفند شماره 6: ایجاد انتخابهای دایره شکل
زمانی که یک دایره رسم می کنید فتوشاپ دایره را به طور پیش فرض از نقطه ای که کلیک می کنید رسم می کند. شما می توانید با نگاه داشتن کلید Alt در زمان رسم دایره، دایره را از مرکز رسم نمائید. اگر می خواهید دایره شما کاملا گرد باشد می توانید از کلید Shift استفاده کنید.
ترفند شماره 7: حذف راهنماهای خط کشی
اگر در طرحتان ده ها راهنما برای خط کشی دارید و اکنون قصد حذف کردن آنها را دارید لازم نیست آنها را یکی یکی به بیرون از محیط سند درگ کنید، بلکه می توانید از منوی View گزینه Clear Guides را انتخاب کنید.
ترفند شماره 8: تغییر تنظیمات Quick Mask
اگر می خواهید رنگ قرمز در محیط Quick Mask محل انتخاب شما باشد یا اگر می خواهید از رنگ دیگری برای محیط Quick Mask استفاده کنید کافی است بر روی آیکنی که توسط آن وارد این محیط می شوید دابل کلیک کنید.
ترفند شماره 9: حرکت لایه انتخابی در بین لایه ها
با استفاده از کلید ]+Ctrl می توانید لایه انتخابی خود را به زیر لایه زیرین خود انتقال دهید و با کلید [+Ctrl می توانید لایه انتخابی را به بالای لایه های بالایی انتقال دهید.
25 ترفند بسیار مفید در Photoshop
ترفند شماره 10: مخفی کردن حالت انتخاب
برای این کار کافی است پس از انجام عمل انتخاب کلیدهای Ctrl+H را بفشارید. در این حالت انتخاب شما حذف نمی شود بلکه تنها از دید پنهان می گردد و با هر بار نگاه داشتن کلید موس بر روی آن یا درگ کردن آن دوباره ظاهر می گردد.
ترفند شماره 11: خلاص شدن از پیکسل های لبه ای سیاه یا سفید
اگر روی تصویری با ترکیبی از عکس های مختلف کار می کنید و تصویری را به آن اضافه می کنید که دارای زمینه سفید یا سیاه بوده است احتمالا لبه های آن دارای پیکسل های سفید یا سیاه است. برای خلاص شدن از این پیکسل ها از منوی Layer گزینه Matting و سپس بسته به رنگ مورد نظر یکی از گزینه های Remove White Matte یا Remove Black Matte را انتخاب کنید.
ترفند شماره 12: RGB و CMYK را همزمان ببینید
اگر در حال کار روی یک سند RGB هستید و می دانید که تصویر به منظور چاپ در آخر به حالت CMYK در خواهد آمد، برای مشاهده تصویر نهایی در حالت CMYK و مقایسه آن با سند RGB فعلی می توانید از منوی Windows گزینه Document و سپس New Windows را انتخاب کنید. با این کار یک نمای دیگر از سند موجود باز می شود. به سند اصلی خود برگردید و به کار خود ادامه دهید. مشاهده می کنید که آنچه انجام می دهید روی سند CMYK شده نیز اعمال می شود.
ترفند شماره 13: راهنمای خط کشی را در محل دلخواه خود قرار دهید
اگر محل دقیقی را که می خواهید خطوط راهنما را روی آنها قرار دهید می دانید می توانید با استفاده از منوی View و گزینه New Guide و وارد کردن محل قرارگیری آنها در کادر محاوره این خطوط را در محل دقیق خود قرار دهید.
ترفند شماره 14: برگرداندن آخرین انتخاب
اگر انتخابی انجام داده اید و سپس از انتخاب خارج شده اید و حال پس از انجام یک سری عملیات متوجه شده اید که به انتخاب خود نیاز دارید، در صورتی که انتخاب دیگری پس از آن انجام نداده باشید می توانید با انتخاب Reselect از منوی Select آخرین انتخاب خود را ظاهر کنید.
ترفند شماره 15: تولید کپی ها
زمانی که دکمه یا زبانه یا هر چیز دیگری به وجود آوردید (ترفندستان) می توانید به سرعت آن را کپی کرده و به تعداد زیاد تکثیر کنید. ابتدا کلید Ctrl را نگه دارید و سپس روی لایه ای که می خواهید آن را کپی کنید کلیک نمائید. ( این کار انتخابی پیرامون هر آنچه در لایه است ایجاد می کند.)، سپس Alt+Ctrl را نگه دارید و هر تعدادی که می خواهید درگ کنید.
ترفند شماره 16: سریعترین راه از پیوند خارج کردن لایه ها
اگر تعداد زیادی از لایه ها را به هم پیوند( Link ) کرده اید و می خواهید سریعا آنها را از حالت پیوند خارج کنید فقط کافی است کلید Alt را نگه دارید و مستقیما روی آیکن قلموی کوچک در دومین ستون کنار لایه فعال کلیک کنید. این کار بلافاصله تمام لایه های متصل شده به لایه مذبور را از حالت پیوند خارج می کند.
ترفند شماره 17: برگشت به حالت های پیش فرض فتوشاپ
احساس می کنید که می خواهید تمام تنظیمات فتوشاپ به حالتی که Adobe در ابتدا تنظیم کرده بود برگردد ؟ Shift+Alt+Ctrl را نگه دارید و سپس فتوشاپ را ببندید. یک کادر محاوره از شما می پرسد که آیا می خواهید تنظیمات فتوشاپ به صورت پیش فرض برگردد.
ترفند شماره 18: چطور متن های کوچک خود را بسازیم تا در وب واضح باشند
این امکان که Anti-Aliasing نام دارد در نوار Options ابزار تایپ قرار دارد که با دو عدد حرف a در کار یکدیگر نشان داده شده ست و حالت پیش فرض آن بر روی گزینه Sharp است. شما می توانید با تغییر این گزینه ها فونت کوچک خود را واضح تر کنید.
25 ترفند بسیار مفید در Photoshop
ترفند شماره 19: ترسیم خطوط مستقیم
اگر در ترسیم خطوط مستقیم با ابزارهای فتوشاپ مشکل دارید در هنگام رسم این خطوط کلید Shift را نگه دارید.
ترفند شماره 20: خط راهنمای خط کشی را تغییر جهت بدهید
اگر یک خط راهنمای خط کشی افقی دارید و می خواهید سریعا آن را تبدیل به یک خط راهنمای عمودی نمائید کافی است کلید Alt را نگه داشته و بر روی خط راهنما کلیک کنید.
ترفند شماره 21: ایجاد لایه جدید در زیر لایه انتخابی
کافی است هنگام کلید بر روی آیکن New Layer کلید Ctrl را نگه دارید.
ترفند شماره 22: حذف لکه ها یا خراش های تصویر
اگر تصویری دارید که سطح آن دارای لکه، نقاط یا خراشهایی است یک ترفند کوچک برای حذف آنها وجود دارد. روی ابزار Blur کلیک کنید. در نوار Options میزان Opacity ابزار را روی 20 % تنظیم و حالت Blend را به Lighten تغییر دهید و شروع به نقاشی روی خراش ها کنید. پس از چند ضربه متوجه می شوید که خراش ها به تدریج ناپدید می شوند.
ترفند شماره 23: ادغام لایه های مرئی در یک حرکت
برای این کار کافی است کلید های Ctrl+Shift+E را همزمان فشار دهید.
ترفند شماره 24: گردش روی تصویر
در حالت Full Screen برای پرش به بالای تصویر کلید PageUp و برای پرش به پائین تصویر کلید PageDown را فشار دهید. برای پرش به سمت چپ تصویر کلید Ctrl+PageUP و برای پرش به سمت راست تصویر کلید Ctrl+PageDown را فشار دهید. برای پرش به گوشه بالای سمت چپ کلید Home و برای پرش به گوشه پائین سمت راست کلید End را فشار دهید.
ترفند شماره 25: کنترل یا Tracking
Tracking عبارت است از فضای بین یک گروه از حروف یا کلمات. برای تنگ کردن این فاصله به صورت بصری ( نه به صورت عددی ) یعنی حذف فاصله بین یک گروه از حروف، ابزار Type را بردارید و متن را هایلایت کنید و سپس کلید جهت چپ + Alt را برای کم کردن فاصله و کلید جهت راست + Alt را برای اضافه کردن این فاصله فشار دهید.
Windows + F= باز کردن صفحه جستجو
Ctrl + Windows + F= باز کردن صفحه جستجو برای یافتن رایانه در شبکه
Windows + E= باز کردن برنامه Explorer
Windows + U= باز کردن پنجره Utility Manager
Windows + R= باز کردن پنجره Run
Windows= باز شدن منوی Start
Application= مانند کلیک راست روی آیتم انتخاب شده است
Windows + D= پنجره Minimize, Restore
Windows + L = کار Switch کردن بین User ها در ویندوز
Windows + U + U= خاموش کردن رایانه
Windows + U +R= راه اندازی مجدد رایانه
Windows + U + S= بردن رایانه در حالت Stand By
Windows + F1= راهنما یا HELP
Esc لغو عملیات در حال انجام.
F1 راهنما.
F2 در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.
F3 جستجو.
F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar
F5 به روز آوری Refresh
F6 مانند کلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می کند.
F10 پرش به منو های اصلی یک پنجره مثلFile,Edit,View,...
F11 پنجره جاری را تمام صفحه می کند.
PrintScreen
در ویندوز از کل صفحه نمایش یک عکس می گیرد و آن را در حافظه کلیپ بورد
قرار می دهد و ما می توانیم در یک برنامه ویرایش عکس مثل Ms-Paint آن را
Paste کنید .
Tab بین اجزای پنجره جاری سوییچ می کند .
Space در حالت مرورگر اینترنت اکسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down
BackSpace در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یک مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اکسپلورر معادل Back است.
Home رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.
End رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.
PageUp در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.
PageDown در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.
ترکیبات کلید Ctrl :
Ctrl+q در بعضی از برنامه ها خروج است.
Ctrl+w
در اکثر برنامه هایی که چند فایل را باهم باز می کنند مثل Ms-Word, کلا
Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فایل باز شده
جاری را می بندد.
Ctrl+e جستجو در مسیر جاری.
Ctrl+r تازه کردن صفحه معادل کلید F5 و Refresh
Ctrl+y
وقتی که یک عمل به عقب باز میگردیم (Undo) این کلید ها یک عمل به جلو می
روند (Redo) البته در بعضی برنامه ها معمولا محصولات آفیس مایکروسافت
اینگونه هستند .
Ctrl+i باز کردن قسمت علاقه مندی هاFavorites
Ctrl+o باز کردن فایل جدید در اکثر برنامه ها ، معادل File>Open
Ctrl+p پرینت گرفتن در اکثر برنامه ها.
Ctrl+a انتخاب همه آیتم ها.
Ctrl+s در اکثر برنامه ها ذخیره فایل جاری .Save
Ctrl+d
در اینترنت اکسپلورر صفحه باز شده جاری را به علاقه مندی ها اضافه می کند
(معادل Favorites>Add to Favorites) و در ویندوز هم آیتم (آیتم های)
انتخاب شده را پاک می کند. (ترفندستان.کام)
Ctrl+f جستجو.
Ctrl+h معادل History (ابته در ویرایشگر نوت پد معادل Find / Replace است)
Ctrl+l در اینترنت اکسپلورر معادل File>Open است.
Ctrl+z بازگشت به آخرین عملیات انجام شده .Undo
Ctrl+x انتقال (برش) آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبوردCut.
Ctrl+c کپی آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبورد.Copy
Ctrl+v فراخوانی آیتم مورد نظر از حافظه کلیپبورد.Past
Ctrl+b پنجره سازماندهی علاقه مندیها (Organize Favorites) را باز می کند.
Ctrl+n در اینترنت اکسپلورر (تقریبا تمامی مرورگرها) یک پنجره جدید باز می کند.
Ctrl+F1 در اکثر برنامه ها ی مختلف راهنمای برنامه را باز می کند .
Ctrl+F4 باز کردن لیست پایین رونده Address Bar در مرورگر اینترنت اکسپلورر و مرورگر ویندوز.
Ctrl+F10 باز کردن منو های بالای پنجره برنامه ها مثل File,Edit,....
Ctrl+BackSpace
موقع ویرایش متن همان کار BackSpace را انجام می دهد با این تفاوت که به
جای پاک کردن کاراکتر به کاراکتر کلمه به کلمه پاک می کند.
Ctrl+5 معادل Select All در اکثر ویرایشگر های متنی.
Ctrl+Home درحالت ویرایش مکان نما را به اول صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+End درحالت ویرایش مکان نما را به آخر صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+Insert کپی آیتم(های) انتخاب شده در حافظه کلیپ بورد(Copy).
ترکیبات کلید Alt :
Alt+A باز کردن منوی علاقه مندی ها و قرار گرفتن بر روی Add to Favorites
Alt+D انتقال مکان نما به Address Bar
Alt+F4 بستن پنجره جاری.
Alt+Space Bar معادل راست کلیک بر روی نوار عنوان پنجره جاری.
Alt+Esc پیمایش بین پنجره های باز جاری.
Alt+Tab سوییچ کردن بین پنجره های باز جاری.
Alt+BackSpace در بعضی از ویرایشگرها معادل Undo عمل می کند (معمولا ویرایشگرهای قدیمی و تحت داس)
Alt+Home در مرورگر اینترنت اکسپلورر به صفحه خانگی پرش می کند.
Alt+Right Arrow معادل Forward در مرورگر ویندوز.
Alt+Left Arrow معادل Back در مرور گر ویندوز.
Alt+Number
ترکیب کلید Alt به همراه زدن یک عدد از قسمت سمت راست صفحه کلید در حالت
ویرایش یک کاراکتر معادل کد اسکی عدد وارد شده نمایش می دهد . مثلا اگر
Alt را نگه داشته و 789 را وارد کنیم پس از رها کردن کلید Alt این کاراکتر
نمایش داده می شود : § .
Alt+Enter متعلقات (Properties) آیتم(های) انتخاب شده را نمایش می دهد.
Alt+PrintScreen از پنجره جاری یک عکس تهیه می کند و به حافظه کلیپ بورد انتقال می دهد.
ترکیبات کلید Shift :
Shift+F10 معادل راست کلیک.
Shift+Del پاک کردن کامل آیتم (های) انتخاب شده .یعنی بدون این که به سطل بازیافت انتقال یابد پاک می شود.
Shift+tab وارونه کاری که Tab انجام می دهد.
Shift+Insert فراخوانی اطلاعات از حافظه کلیپبورد (Paste)
ترکیبات WinKey :
خود WinKey باز شدن منوی Start در ویندوز.
WinKey+E باز کردن My Computer در حالت Folders.
WinKey+R باز کردن پنجره Run.
WinKey+U باز کردن پنجره Utility Manager.
WinKey+D نمایش دسکتاپ معادل Show Desktop
WinKey+F جستجو.
WinKey+Ctrl+F جستجوی یک کامپیوتر در شبکه.
WinKey+L قفل کردن کامپیوتر .یا رفتن به حالت Swich User
WinKey+M تمامی پنجره های باز را Minimize می کند.
WinKey+Shift+M تمامی پنجره های Minimize شده را Restore می کند.
- بسیاری از این کلیدهای میانبر در ویندوزهای ویستا و هفت هم کار میکنند.
داستان کوتاه نشان لیاقت عشق
فرمانروایی که می کوشید تا مرزهای جنوبی کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهای سرداری محلی مواجه شد و مزاحمتهای سردار به حدی رسید که خشم فرمانروا را برانگیخت و بنابراین او تعداد زیادی سرباز را مامور دستگیری سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نیروهای فرمانروا درآمدند و برای محاکمه و مجازات با پایتخت فرستاده شدند.
مصعب با زنان مختار چه کرد؟
داستانی تلخ و عبرت آموز
خدا را دوست دارم بخاطر
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کندخدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست
خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است
به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم
وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم، ناگهان تو تنها قرار زندگی ام شدی!..
ولنتاینت مبارک
.
.
.
منحنی قلب من مشتق گیسوی توست خط مماس دلم تابع ابروی توست…
ولنتاینت مبارک
.
.
.
من ناخدای عشقم ، طوفان حریف من نیست / من عاشق تو هستم مجنون رقیب من نیست
ولنتاین مبارک
.
.
.
تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست ، تنها به نگاه او میسپارمت
ولنتاین مبارک
.
.
.
گاو و الاغ و اردک ، کبریت و گاز و فندک ، جوجه و مرغ و لک لک ، ولنتاینت مبارک
.
.
.
سلام ببخشید پول نداشتم برات خرس و قلب بخرم به مناسبت روز ولنتاین ، فقط همین یه اس ام اس رو توسنتم برات بفرستم تا بدونی که همیشه دوستت دارم . امیدوارم این روز ، روز ولنتاین برات مبارک و با برکت باشه .
.
.
.
میدونی ولنتاین یعنی چی ؟ یعنی اینکه یادمون باشه یه عاشق واقعی باید فقط به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه . . .
.
.
.
قشنگ ترین شعرم را برای شب شعر چشمان تو گفتم ،پس تو نیز قشنگ ترین لبخندت را برای لحظه دیدار نگه دار
ولنتاین مبارک
.
.
.
بی تو هر شب عاشقی بارانی ام / لاله پژمرده و زندانی ام
بی تو در کنج همه دلواپسی / بی تو من آغاز یک ویرانی ام . . .
ولنتاین مبارک
.
.
.
تو را در قلب شعرم میگذارم / به نام عشق آن را مینگارم
تمام حرف من در شعر این بود / تو را تا بی نهایت دوست دارم . . .
ولنتاین مبارک
.
.
.
هر دو چشمان تو دنیای من است ، گر نمیبینم تو را ، یادت نگهدار من است . . .
Happy Valentine day
.
.
.
من غروب غم انگیز خورشید را زمانی دوست دارم که بدانم فردایش تو را میبینم .
ولنتاین مبارک
.
.
.
نمیگم دوستت دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیوونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگب بیخیال دیوونست . . .
(روز ولنتاینت مبارک عزیزم)
.
.
.
قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق ، مرا در خود کشیدی برمودای من !!!
(ولنتاین مبارک)
.
.
.
آدما نمیتونن تغییر نکنن ، رابطه ها نمیتونن عوض نشن ، دنیا نمیتونه ثابت بمونه ، ولی یه دوست میتونه تا ابد یه دوست باشه . . .
.
.
.
همیشه ابرها گریه میکنن ولی همه عاشق ستاره ها میشن . دل ابرها پره . یادت باشه چشمک ستاره ها ، ابرها رو از یادت نبره
.
.
.
وقتی دلت تنگ شد ، وقتی چشات تر شد ، وقتی دیگه نبود کسی ، امید یا یه هم نفسی ، بدون که اینجا یکی هست ، که تو براش هم کسی . .
این منم. تازه از سرجلسه امتحان بلند شدم. همه چی عادیه.
هیچ چیز غیر عادی نمیبینید.
پوشک دانشجو ایزی لایف مخصوص امتحانات!
فرستنده: 9250***0935
دور بودن از تو پایان عشق و رفاقت نیست...
بلکه زیباترین و غم انگیزترین غم دنیاست...
فرستنده: 6398***0936
من در این خلوت خاموش و سکوت...
اگر از یاد تو یادی نکنم میشکنم...
فرستنده: 6398***0936
فلسفه الاکلنگ اثبات بزرگی کسی است که فرو مینشیند تا دیگری پرواز را تجربه کند...
فرستنده: 6398***0936
بقیه در ادامه مطلب
آرامش یعنی همیشه توی دلت مطمئن باشی که در دل کسی هستی که دوستش داری...
فرستنده: 6398***0936
در سکوت دادگاه سرنوشت، عشق بر ما حکم سنگینی نوشت...
گفته شد دلدارها از هم جدا، وای بر این حکم و این قانون زشت...
فرستنده: 6398***0936
دعای امتحانات:
الهم جلسنا جنب تلمیذا خرخونا و اجعل اطرافنا مراقبا گاگولا!
فرستنده: 2088***0936
مهریه سال 90:
365 عدد نان سنگگ طرح قدیم!
به میمنت 365 روز سال!
فرستنده: 9188***0935
یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گرد...
داد میزد: قالی کهنه میخریم، دست دوم جنس عالی میخریم...
کاسه و ظرف سفالی میخریم، گر نداری کوزه خالی میخریم...
اشک در چشمان بابا حلقه بست، عاقبت آهی کشید بغضش شکست...
اول ماه است و نان در سفره نیست، ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟
بوی نان تازه هوشش برده بود، اتفاقا مادرم هم روزه بود...
خواهرم بی روسری بیرون دوید، گفت: آقا سفره خالی میخرید؟؟
فرستنده: 6398***0936
به غضنفر میگن 22 بهمن چه روزیه ؟ میگه روزی که جمهوری اسلامی به ایران حمله کرد!
خدایا قربون دستت میشه بگی دکمه کنسلش کجاست؟ به اندازه کافی بدبختی دانلود کردیم. بسه.
دست خودمان نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند..
هر مردی باید روزی ازدواج کند، چون شادی تنها چیز زندگی نیست!
لوتی ترین اس ام اس سال:
عشق تو مرا نموده قاطی / ما نوچه ایم و تو گنده لاتی!
به گزارش مرکز هواشناسی، آسمان امروز کمی تا قسمتی ابری همراه با بارش ملایم هواپیما خواهد بود!
من دیگه از این زندگی خسته شدم...
ولم کنید می خوام برم سوار هواپیما بشم!
حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!
معلم: بگو ببینم، اگه توی خیابون یه نفر یه حیوانی رو گرفته و داره می زنه، و من برم جلو و از این کارش ممانعت کنم، به این کار چی می گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادری!
حیف نون می میره، قحطی جوک میاد!
حیف نون هنوز در گیره که چرا خواهرش دو تا برادر داره، خودش یکی!
یه روز یه پسره به دختره می گه با من ازدواج می کنی؟
دختره می گه نه!
و پسر یک عمر با خوبی و خوشی زندگی می کنه!
حیف نون خوابیده بوده، میان بیدارش کنن می بینن پین کد (Pin Code) می خواد!
به حیف نون یه انگشت نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه یکی.
بعد ده تا انگشت بهش نشون می دن می گن این چندتاست؟ می گه: وای! چقدر یک!
ترکه خرش می میره، مردم می گن بریم برای شوخی بهش تسلیت بگیم.
وقتی می رن ترکه می گه: اصلا فکر نمی کردم خر من این همه فامیل داشته باشه!
اس م اس بنده خدا برای والنتاین :
عزیزم , کشتی عشق ما آماده ی پروازه . . .
پیتیکو وو
پیتیکو و و
پیتیکو و و و
پارسال این روزا برامون پر بود از عطر شکلات و کادوو عروسک و شمع ...اما امسال نمیدونم ولنتاین رو با کی جشن میگیری
.
.
.
هر جا و با هر کسی باشی دوستت دارم ولنتاین مبارک
میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه
عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک
واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم
یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه
یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید
ولنتاین مبارک
وقتی هستی نیستم , وقتی نیستی هستم , وقتی هستم نیستی, وقتی نیستم هستی ای همه ی
نیست شده ی هستی من, هستی من نیست می شود وقتی تو نیستی
دوست داشتن تمثیلی از نفس کشیدن من است، سزاواری من در زندگی، شایستگیام در بودن!
... اگر سزا بود چنان در آغوش میفشردم که یکی گردیم، و در آن پیکر، نه من دلتنگ
میشدم، نه او میگریخت
زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به
خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی
عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است. هدیه ای نامشروط است،
عشق معامله نیست
آنگاه که با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد
داشتم حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم...
دلم همچو آسمان،پر از ابرهای بارانیست، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند . عزیزم ولنتان مبارک
عشق من تو باش نه برای اینکه در این دنیای بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنیای بزرگ تنهاییم تنها ترین باشی . ولنتاین مبارک
عشق شاید زود تو را عاشق و دلتنگ کند اما هرگز تو را سیر نمی کند. روز ولنتاینت مبارک
با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم ...
ولنتاینت مبارک گلم
مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان
هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم
.
.
.
.
بی بهانه دوستت دارم
امروز روز سپاس گذاری از خداوند است
زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن
تا با تمام وجود به او بگوییم
عشق من روزت مبارک
هر کی اومد پیش من یه ذره جاتو نگرفت....هیچ ادایی جای اون نازواداتو نگرفت....پیش هر نقاشی رفتم تورو نقاشی کنه،روی هر بومی زدم رنگ چشاتو نگرفت . ولنتاین مبارک
سلام درسته که نشد برات خرس و قلب بخرم اما این اس ام اس رو برات بفرستادم تا بدونی همیشه دوست دارم ولنتاین مبارک
اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی . اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی. اگه شمع بودی روشن ترین بودی و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک
امیدوارم خرس زیبایی ها همیشه تو غار چشمات خونه کنه ولنتاینت مبارک عزیزم
بقیه در ادامه مطلب
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی
اره بازم منم ، همون دیوونه ی همیشگی
تو رو دوست دارم،مثل حس نجیب خاک غریب
تو رو دوست دارم،مثل عطر شکوفه های سیب
تو رو دوست دارم عجیب،تو رو دوست دارم زیاد
چطور پس دلت میاد،منو تنهام بزاری؟؟؟
تو رو دوست دارم،مثل لحظه ی خواب ستاره ها
تو رو دوست دارم،مثل حس غروب دوباره ها
توی آخرین وداع،وقتی دورم از همه
چه صبورم ای خدا،دیگه وقت رفتنه
تو رو میسپارم به خاک
تو رو میسپارم به عشق
برو با ستاره ها
تو رو دوست دارم،مثل حس دوباره ی تولدت
تو رو دوست دارم،وقتی میگذری همیشه از خودت
تو رو دوست دارم،مثل خواب خوب بچگی
بغلت میگرمو میمیرم به سادگی
تو رو دوست دارم،مثل دلتنگی های وقت سفر
تو رو دوست دارم،مثل حس لطیف وقت سحر
مثل کودکی تورو،بغلت میگیرمو
این دل شکستمو،با تو میسپارم به خاک
همیشه پاییزه وقتی تو نباشی
قلبم بی تو اینجا میگیره
بعد تو نه دریا نه طلوع فردا
نمیتونه جاتو بگیره
کاشکی میشد نبض لحظه رو بگیرم
تو پیشم بمونی عزیزم
بدون هر جا که باشی
یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم
من اگه زخمی به دنیا اومدم
دستم اما حالا جنس مرهمه
دلی که اون اولا شکسته بود
حالا قلب عاشقه یه ادمه
من همون آدم تنهام که یه روز
پشت پا زد به تموم غصه هاش
سهم زندگیشو از دنیا گرفت
از تموم گریه های بی صداش
اره من اول قصه گم شدم
اما تا آخر قصه اومدم
همه ی این سفر دورو دراز
لحظه ی آشتی من بود با خودم
یکی انگار تو دلم زمزمه کرد
چرا از پنجره ها دل می بری؟
شهرو از پنجره هاش میشه شناخت
از نگاه بچه های آجری
پ.ن.1.سلام خوبین؟
پ.ن.2.نمیمیری که فقط یه کلمه بگو دوست دارم
پ.ن.3.تقدیم به کسی که نمیدونم تو خاطرش میمونم یا براش خاطره میشم
پ.ن.4.همیشه خاکی باش.مث بچه های آجری
پ.ن.5.دوووووووووووووووووستووووووووووووون دااااااااااااااااااااااارررررررم.بای
سکوت سکوت سکوت سکوت سکوت بششششششششششششکنش
چند روزه به جای من اون میشه فدای تو
میمیره برای تو خیره است تو چشای تو
من میرم ولی بدون میمونم به پای میسوزم
چند روزه که نیستی و موندم تو هوای تو
مونده روی قلب من زخم ردپای تو
میمیرم بدون تو قربون چشای تو میسوزم
تو مثل دنیا بودی اخه واسه من
نرو نزار بمیرم دلمو نشکن
دیگه جون ندارم میخوام بمیرم
چرا پیش تو اینجوری حقیرم
تو خوشی کنارشی میدونم تا نفس دارم برای تو میخونم بی قرارم
منو تو دوست نداری مثل قدیما یکی قسمتشه بمیره تنها
برو منتظرت میمونم اینجا برو حقمه همینه کار دنیا
تو باید بری اینو میدونم نگاه کن ببین دوباره نیمه جونم بی قرارم
پ.ن.1.سلام
پ.ن.2.به خاطر دیر آپ کردنم معذرت
پ.ن.3.این شعرو تازه شنیدم از علی عبدالمالکی گفتم واسه شمام بزارم(یه عزیزی واسم ایمیلش کرد)قربونت مرسی
پ.ن.4.امروز رفتم جهنم ولی چون حالم خوب نبود فرستادنم خونه(پس لا خبر جدید )واسه همینم تا اون موقع یه چرتهای دیگه ای مینویسم
پ.ن.5.هیری دگه دانیت من شمارون دوستو اچ نپیتی که اپدان بگان
باااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای تا هااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای
فقط یک بار به دنیا میای
فقط یک بار خداوند زندگی رو به تو هدیه میده
اما در سرایی دیگه همیشه هستی
اگر این فرصت یکباره رو از دست بدی
چیکار میکنی؟
گرچه یک بار به دنیا میای
اما یادت باشه که هر صبح تولدی دوباره است
تولدی از خود،با خود و به دست خود
به سلامتی دیوار
نه به خاطربلندیش
واسه اینکه هیچوقت پشت آدمو خالی نمیکنه
به سلامتی دریا
نه به خاطر بزرگیش
واسه یه رنگیش
به سلامتی سایه
نه به خاطر سیاهیش
واسه اینکه هیچوقت آدمو تنها نمیزاره
به سلامتی پرچم ایران
که سه رنگه
تخم مرغ
که دو رنگه
رفیق
که یه رنگه
به سلامتی همه اونایی
که دوسشون داریم و نمیدونن
به سلامتی اونایی
که دوسمون دارن و نمیدونیم
به سلامتی نهنگ
که گنده لات دریاست
به سلامتی زنجیر
نه به خاطر درازیش
واسه اینکه پیوسته است
به سلامتی خیار
نه به خاطر(خ)ش
واسه(یار)ش
به سلامتی شلغم
نه به خاطر(شل)ش
واسه (غم)ش
به سلامتی کرم خاکی
نه به خاطر کرم بودنش
واسه خاکی بودنش
به سلامتی پل عابر پیاده
که هم مردا ازش رد میشن هم نامردا
به سلامتی برف
که هم روش سفیده هم توش
به سلامتی رودخونه
که اونجا سنگ های بزرگ هوای سنگ های کوچیکو دارن
بزن به سلامتی گاو
که نمیگه من
میگه ماااااااا
به سلامتی بیل
که هرچی میره تو خاک بازم براق تر میشه
به سلامتی تابلوی ورود ممنوع
که یه تنه یه اتوبانو حریفه
به سلامتی عقرب که به خاری تن نمیده
(عقرب وقتی تو اتیش گیر می افته و دورش همش اتیشه با نیشش خودشو میکشه که کسی ناله هاشو نشنوه)
به سلامتی سرنوشت
که نمیشه اونو از سر نوشت
======================================================
پ.ن.1.به سلامتی اونایی که هوامو دارن و فراموشم نمیکنن
پ.ن.2.به سلامتی اونایی که چرت هامو تا اخرش خوندن
پ.ن.3.به سلامتی اقای شیخی که امروز خیلی بهمون حال داد(منحرف نشین پلیز)
پ.ن.4.به سلامتی اونایی که سکوتمو میخوان بشکنن
فروردین: شما نمیتوانید بیشتر از این صبر کنید، برای اینکه اعتقاد دارید که به
اندازه کافی صبر کردهاید! باوجود اینکه شاید آمادگی دست به کار شدن را نداشته
باشید، ولی پیش از این از نظر ذهنی آمادگی دارید که شروع کرده و بازی را آغاز کنید.
شما باید از تفاوتهای موقعیت اخیر خود و اهداف آیندهتان آگاه باشید، اما سعی
نکنید در مورد هردوی آنها با هم تصمیم گیری کنید.
|
یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت :
عزیزم چند
روزه مادر بزرگت مبایلشو جواب نمیده . هرچی SMS هم براش میزنم
باز جواب نمیده .
online هم نشده چند روزه . نگرانشم .
چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش
ببر . ببین حالش چطوره .
شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم .
قراره با
پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی .
مادرش گفت
: یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه .
شنل قرمزی
گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم .
فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه
بلند نپوشین .
مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان.
می
خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون .
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر
لوس دکتر خوشم نمیاد .
یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام .
شنل
قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه .
بین راه حنا
دختری در مزرعه رو میبینه .
شنل قرمزی: حنا کجا میری ؟؟؟
حنا : وقت آرایشگاه
دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن .
شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها
میپری دیگه !!
حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در
آوردی .
بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت
نکردن .
شنل قرمزی: حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟
حنا :
آره با لوک خوشانس میان .
شنل قرمزی: برو دختره
...........................................
( به علت به کار بردن الفاظ رکیک
غیر قابل پخش بود )
شنل قرمزی یه تک آف میکنه و به راهش ادامه میده .
پشت
چراغ قرمز چشمش به نل می خوره !!!!!
ماشینا جلوش نگه میداشتن اما به توافق نمی
رسیدن و می رفتن .
میره جلو سوارش میکنه .
شنل قرمزی : تو که دختر خوبی
بودی نل !!!!!
نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه .
با اون مرتیکه
...... راه افتادیم دنبال ننه فلان فلان شدمون .
شنل قرمزی: اون که هاج زنبور
عسل بود .
نل : حالا گیر نده . وسط راه بابا مون چشمش خورد به مادر پرین رفت
گرفتش .
این دختره پرین هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بیرون .
زندگی هم که خرج داره . نمیشه گشنه موند .
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابین
هود نیست ؟؟؟؟ کیف اون زن رو قاپید .
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند
ساله زده تو کاره کیف قاپی .
جان کوچولو و بقیه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند
میکنن .
شنل قرمزی : عجب !!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببین پت و مت
هستن . سر چها راه دارن شیشه ماشین پاک
می کنن .
دخترک کبریت فروش هم چهار
راه پائینی داره آدامس میفروشه .
شنل قرمزی : چرا بچه ها به این حال و روز
افتادن ؟؟؟؟
نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتیول شد .
بچه مایه
دار شدی . بقیه همه بد بخت شدن .
بچه های این دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چیه
.
شخصیتهای محبوبشون شدن دیجیمون ها دیگه با حنا و نل و یوگی و خانواده دکتر
ارنست حال نمیکنن
در روز اول سال
تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه،
مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین
آنها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر
کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم
تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود.
همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید.
او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و
سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
معلّم کلاس اول تدى در
پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى
خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. “رضایت کامل”. معلّم کلاس دوم او در
پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند
ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى
است. معلّم کلاس سوم او در
پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را
براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى
او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد. معلّم کلاس چهارم تدى در
پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی
دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد. برای مطالعه کامل به
ادامه مطلب مراجعه کنید . . . خانم تامپسون با مطالعه
پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش
کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او
آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود،
بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم
تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که
چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این
امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و
شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن
عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر
کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون،
شما امروز بوى مادرم را می دادید.
خانم تامپسون، بعد از
خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به
بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش
“زندگی” و “عشق به همنوع” به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می
کرد. پس از مدتى، ذهن تدى
دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می
داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به
دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش
آموزش شده بود. یکسال بعد، خانم تامپسون
یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در
عمرم داشته ام. شش سال بعد، یادداشت
دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد
سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام
عمرم داشته ام. چهار سال بعد از آن، خانم
تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى
داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ
التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش
بوده است. چهار سال دیگر هم گذشت و
باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم
گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین
و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى
طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد. ماجرا هنوز تمام نشده
است. بهار آن سال نامه دیگرى
رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج
کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده
بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر
داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید
چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر
آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش
زد. تدى وقتى در کلیسا خانم
تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم
تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من
احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من
نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم. خانم تامپسون که اشک در
چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى
که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد
نبودم چگونه تدریس کنم. بد نیست بدانید که تدى
استودارد هم اکنون در دانشگاه آیوا یک استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده
پزشکى این دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است همین امروز گرمابخش قلب
یک نفر شوید… وجود فرشته ها را باور داشته باشید و مطمئن باشید که محبت
شما به خودتان باز خواهد گشت
امسال
که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده
تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و
بتواند کمکش کند.
|
از لامپ های شکسته کم مصرف
فاصله بگیرید
![]() طبق هشدار وزارت بهداشت بریتانیا، در صورت شکسته شدن لامپ های کم مصرف بلافاصله اتاق را حداقل برای مدت 15 دقیقه ترک کنید. لامپ های کم مصرف محتوی مقداری جیوه هستند که شدیدا سمی و خطرناک است و در صورت تنفس کردن آن میتواند موجب بروز میگرن، اختلال حواس، عدم تعادل و عوارض دیگر شود و در کسانی که آلرژی دارند میتواند موجب التهاب شدید پوستی شود همچنین برای جمع کردن شکسته ها نباید از جاروی برقی استفاده کرد، زیرا آلودگی را در خود نگاه داشته و در استفاده های بعدی به جاهای دیگر نیز منتقل میکند. بهتر است خرده ریزه های این نوع لامپ را با جاروی معمولی درون پاکتی ریخته و درش را بسته و هرچه زود تر از خانه رج کرد. |
یه داستان جالب
همیشه باید از همه چیز مطمئن شد
میگین نه
ببینید چی میشه
*سلام ما دوتا ماموریم اینجا میدان کاج و الان دارن یکی رو میکشن we love you PMC
*اجاق گاز سخنگو:خانم محترم غذا اماده است خانم در حال ارایش کردن بود بار دوم میگه:کد بانوی محترم غذا حاضر است باز درحال ارایش کردن بود بار سوم میگه ج-ن-د-ه غذا سوخت.
*مرده تو رختخواب به زنش میگه عزیزم کجات بذارم؟بچشون میگه بابا بذار تو ک.و.ن..ش امروز منو خیلی اذیت کرده.
*خدا بعد از آفریدن غضنفر خندید، چون اون تا نیم ساعت به خدا میگفت مامان
*لره میره غارحرا،جبرئیل بهش میگه: اقراء؟
لره میگه یعنى چى؟
جبرئیل میگه یعنى بخوان!
لره میگه: بارون بارون بارون هى...
*روزی حیکم را گفتند ادب از که آموختی
گفت:به تو چه ان آقا بی ناموس، کسافت آشغال،لجن بدم مادرتو .... خا مادر ....
*غضنفر زنش رو برد دکتر
دکتر : برای خانومتون 3 روز نزدیکی تجویز می کنم.
غضنفر میگه : خانوم رو بیارم مطب یا تشریق میارید منزل؟
*به غضنفر می گن تو همیشه لپ لپ می خری میگه آره بهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم.
*یارو یه 50تومنی پیدا میکنه میبینه وسطش سوراخه میگه بخشکی شانس وسطش گوشه نداره
*یه روز یه باباه به پسرش میگه:2.2 تاچندتامیشهٍ؟
گفت:باباجون4تامیشه باباه بهپسرش4گردو می ده.فردا آن روزباباه ازپسرش پرسید:پسرم4،4تاچندتامیشه؟پسره گفت:2گونی
*غضنفر با زنش می ره مکه تنها بر می گرده می گن : چرا تنها اومدی ؟ می گه : ما رفتیم مروه خانومو بردن صفا...
*یارو سکه میندازه صندوق صدقات ٬ سوارش میشه
*به یارو میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم
*اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست و پا می زنه، فکر نکن با دمپائی زدنش... داره به قیافه تو می خنده
*یارو با دختره دوست می شه می گه ببخشید اسم شما چیه؟ دختره می گه من اسمم شراره است ولی بچه ها صدام می کنن شراب. طرف می گه : منم اصغرم بچه ها صدام می کنن عرق سگی
*پسره رو ختنه می کنن می گن باید دامن بپوشی. می گه نامردا مگه چقدشو بریدین؟
*به ملانصرالدین میگن جوان ها شراب میخورن قمار میکنن تریاک میکشن دختر بازی میکنن ... حکم چیه ؟ میگه : گیشنیز
*معلم از شاگردش می پرسه: 5 + 5 چند میشه؟شاگردش یه کم فکر میکنه میگه 11 معلم میگه: احمق دستتو از جیب شلوارت در بیار ، دوباره با انگشت بشمار!
*غضنفر میره رستوران، گارسون میخواد بزارتش سر کار میگه: غذای امروز «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با «لیمو» است! غضنفر میگه : «کوجی پورو تیاپوفو ساخارینو گلاسه» با چی
*به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!
*عربه بلال می خوره تا صبح اذان می گه
*یه مرده ، زنشو تو یه فیلم بد می بینه آخر فیلم میگه خدا شکر که فیلم بود
*یارو زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین
*یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی میگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه میگه و میخنده .... سومی میگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
*دختر و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی میکردند ، دختره به پسره میگه تو چشم بگذار اونوقت من میرم قایم میشم ، اگه تونستی منو پیدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پیدا کنی من زیر راه پله قایم شدم !
*یه بار یه بچه از باباش میپرسه : بابائی وقتی شما با مامانی میرفتین ماه عسل من هم بودم ، بابائه میگه آره عزیزم تو هم بودی ... رفتنی پیش من بودی ، برگشتنی پیش مامانت
*خانم معلمه سر کلاس از یه بچه تخسه می پرسه: اگه سه تا گنجشک سر یه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما یکیشون رو با تیر بزنیم، چند تا گنجشک رو درخت میمونه؟ بچهه میگه: هیچی! معلمه میگه: نخیر دو تا میمونه. بچهه میگه: خوب اون دو تا هم از صدای تیر فرار میکنن دیگه. معلمه یکم فکر میکنه، میگه: جوابت درست نبود ولی از طرز فکرت خوشم اومد! بعد شاگرده میگه: خانم حالا ما یه سوال بپرسیم؟! معلمه میگه : بپرس. پسره میگه: اگه سه تا خانم تو خیابون بستنی بخورن، اولی گاز بزنه، دومی لیس بزنه و سومی میک بزنه، کدومشون ازدواج کرده؟! معلمه یکم فکر میکنه، میگه: خوب معلومه، سومی! بچهه میگه: نه...جوابتون درست نبود. اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده، ولی از طرز فکرت خوشم اومد
*ترکه میره دکتر، میگه: آقای دکتر مدتیه که احساس پوچی میکنم! دکتره میگه: یعنی چی؟ ترکه میگه: مثلاٌ الان یک ساله میدونم که زنم خرابه.. ولی عین خیالم نیست! دکتره میگه: خوب تو بعضی شرایط این میتونه طبیعی باشه. ترکه میگه: نه آقا دکتر، آخه دخترم هم تو کار هروئینه، ولی من خیالیم نیست. دکتره میگه: خوب این هم دلیل نمیشه... ترکه میگه: نه آخه آقای دکتر، الانم که شما جلوم نشستین، انگار دارم با .ت..خم..م حرف میزنم
*یه روز صبح یه پیرزنه میره کلانتری میگه دیشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده
افسر مربوطه ازش می پرسه مگه شما بیدار بودی
پیرزنه میگه : نه
افسره میگه : پس از کجا فهمیدی بهت تجاوز شده
پیرزنه میگه : صبح که بیدار شدم دیدم جیگرم خنک شده
*یه بچه ایی تازه بدنیا اومده بوده ، شیر مامانشو نمی خورده ، هر زن دیگه ای هم آوردن ، فایده نداشته بچه شیر اونا رو هم نمی خورده تا اینکه یه زن سیاه میارن بچه شیرشو می خوره بابائه می گه : آهان ، پدر سوخته ، تو شیرکاکائو می خواستی ما نمی دونستیم
*یارو تو اتوبوس کنار یه خانم چاقی نشسته بود یه نیگاه به خانومه کرد و گفت : راستی خانم اسم شما چیه
خانمه گفت : غنچه
یارو گفت : شما وا بشین دیگه چی چی میشید
اس ام اس جدید بوسه
زندگی چیه ؟
:-* :-* :-* :-*
بقیه بوسه ها در ادامه....
روزی ز لــــُـپ یـــار ربـــودم بــــوســــیخدای مهربون رو شکر میکنم
برای فرزندم که از شستن ظرفها شکایت دارد و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست.
برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان.
برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن چون یعنی غذا برای خوردن دارم.
برای سایه ای که شاهد کار منه چون یعنی خورشید تو زندگیم میتابه.
برای پنجره هایی که باید تمیز بشه چون یعنی خانه ای برای زندگی کردن دارم.
برای جای پارکی که در انتهای پارکینگ پیدا میکنم چون یعنی قادر به راه رفتن هستم و وسیله نقلیه دارم.
برای هزینه بالا برای گرمایش چون یعنی خانه گرمی دارم.
برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند چون یعنی رختی برای پوشیدن دارم.
برای کوفتگی و خستگی عضلاتم آخر روز چون یعنی قادر بودم که سخت کار کنم.
برای زنگ ساعتی که صبح مرا از خواب بیدار میکند چون یعنی هنوز زنده هستم.
و خدا را شکر میکنم برای همکاران ودوستان مهربونی که دارم چون باعث میشوند کار
وزندگی برایم با انگیزه،جالب و خوب باشد.
و در آخر برای این همه ایمیل چون یعنی
دوستان مهربون زیادی دارم که
به فکر من هستند...
این متن را برای مهربانی بفرستید که برای شما ارزش داره.
من همین کار رو کردم.
خوب زندگی کنید!
زیاد بخندید و مهربان باشید!
حیف نون سوار تاکسی بوده ، راننده بهش میگه پول خرد ندارم !!
حیف نون یگه اشکال نداره بجاش برام بوق بزن....
*عرعرعر، به من میگن خر، یه عمره که خر هستم! همیشه باربر هستم، خری که میگن من هستم! گوشی موبایل به دستم در حال خوندن هستم!
*دکتر به یارو میگه: دوتا خبر
بد دارم.
اولیش اینه که
تو فقط بیست و چهار ساعت زنده می مونی.
یارو میگه دومیش
چیه؟
دومیش اینه که
دیروز یادم رفت اینو بهت بگم!!!
*دانشمندان دارن تحقیق می کنن که یک انسان تا چند وقت می تونه بدون مغز زندگی کنه. یه لطفی کن زنگ بزن سن خودتو بهشون بگو!
*یه روز یکی میره بقالی، میگه: آقا صابون داری؟ میگه: آره . مرده میگه: پس لطفا دستات رو بشور، به من یه کیلو پنیر بده
*&&&&&-&
اگه گفتی اینا چی هستن؟
زحمت نکش اونا خانواده اردک ها هستند اونم تویی جوجه اردک زشت!
*اولی: آقا این همسایه مون
ساعت 2 نصفه شب هی با مشت می کوبید به دیوار خونمون!
دومی: عجب آدم
های مردم آزاری پیدا می شن. حتماً نذاشت بخوابی؟
اولی: نه،
خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شیپور تمرین می کردم!
*یکی یه روباه مرده می بینه به خودش میگه خوب شد مرده وگرنه گولم می زد !
1=A
2=D 3=I 4=T 5=O 6=Z 7=L 8=E 9=M*
45 + 16368 + 287193 =?
Horof ro biar be jaye adad...
*تو در کودکی اونقدر مهربون بودی که حتی به گل های قالی هم آب میدادی!!!
*یکی نذر کرده بوده که هزارتا صلوات بفرسته میره دم ورزشگاه آزادی میگه همگی صلوات
*ای همه ی دارو ندارم، ای تو ماه شب تارم، جز تو من کسیو ندارم / که سرکارش بزارم
*یکی با دوتا خیار در دست میره توی یه بقالی، میگه: حاج آقا خیارشور داری؟ بقاله میگه: بله. طرف میگه: پس بی زحمت این دوتا رو هم بشور
*یه بنده خدایی یه تیکه یخ رو گرفته بوده بالا، داشته خیلی متفکرانه بهش نگاه میکرده، رفیقش ازش میپرسه: چیرو نگاه میکنی؟ میگه: ازش آب میچکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!!!
*غضنفر به پسرش شک میکنه مبگه هاااا کن بینم! پسرش هاااا میکنه، باباهه میزنه تو گوشش میگه پدر سوخته حالا دیگه میری دختر بازی؟؟